مبحث چهارم - درتامين خواسته
1 - درخواست تامين
ماده 224 - ملغي شده .
ماده 225 - مدعي مي تواندقبل ازتقديم دادخواست ياضمن دادخواست راجع به اصل دعوي يادرجريان دادرسي درمواردزيراز دادگاه درخواست تامين خواسته نمايدو دادگاه مكلف به قبول آنست -
1 - دعوي مستندبه سندرسمي باشد.
2 - خواسته درمعرض تضييع ياتفريط باشد.
3 - مدعي خساراتي راكه ممكن است برطرف مقابل واردآيدنقدابه صندوق دادگاه بپردازد.
تعيين ميزان خسارت بنظر دادگاهي است كه درخواست تامين راپذيرفته است درصورتي كه قرارتامين اجراشده ومدعي دراصل دعوي به موجب راي نهائي محكوم به بي حقي شده وجه توديع شده بابت خسارت تامين به محكوم له پرداخت مي شود.
4 - درسايرمواردكه بموجب قانون مخصوص دادگاه مكلف به قبول درخواست تامين باشد.
ماده 225مكرر - دركليه دعاوي مدني اعم ازدعاوي اصلي ياطاري و درخواستهاي مربوط به امورحسبي به استثناءمواردي كه قانون امورحسبي مراجعه به دادگاه مقررداشته است مدعي عليه مي تواندبراي تاديه خساراتي كه ازبابت هزينه دادرسي وحق الوكاله ممكن است مدعي محكوم شوداز دادگاه تقاضاي تامين نمايدو دادگاه درصورتي كه تقاضاي مزبورراباتوجه به نوع ووضع دعوي وسايرجهات موجه بداندقرارتامين صادرمي نمايدوتاوقتي مدعي تامين ندهددادرسي متوقف خواهدماندودرصورتي كه مدت مقرردرقرار دادگاه براي دادن تامين منقضي شودومدعي تامين ندهدبه درخواست مدعي عليه قراررد دادخواست مدعي صادرمي شود.
دردعاوي كه مستندآن چك ياسفته يابرات باشدوهمچنين درمورددعاوي مستندبه اسنادرسمي ودعاوي عليه متوقف ، مدعي عليه نمي تواندبراي تامين خسارات احتمالي خودتقاضاي تامين نمايد.
تبصره - چنانچه بر دادگاه محرزشودكه منظورازاقامه دعوي تاخيردر انجام تعهدياايذاءطرف ياغرض ورزي بوده دادگاه مكلف است درضمن صدور حكم ياقرار ، مدعي رابه تاديه سه برابرهزينه دادرسي به نفع طرف متقابل محكوم نمايد.
ماده 226 - درخواست تامين از دادگاهي مي شودكه صلاحيت رسيدگي به دعوي رادارد.
ماده 227 - درصورتي كه درخواست كننده تامين تاده روزبعدازصدورقرار تامين دادخواست نسبت به اصل دعوي ندهدقرارتامين را دادگاه به درخواست طرف مقابل ملغي مي نمايد.
ماده 228 - نسبت به طلب يامال معيني كه هنوزموعدتسليم آن نرسيده ، درصورتي كه حق ، مستندبه سندرسمي ودرمعرض تضييع ياتفريط باشدمي توان درخواست تامين نمود.
ماده 229 - بعدازصدورحكم نيزممكن است محكوم له درخواست تامين محكوم به نمايدهرچندحكم غيابي باشدواين درخواست از دادگاهي مي شودكه حكم راصادركرده است .
ماده 230 - درخواست تامين درصورتي پذيرفته مي شودكه ميزان خواسته معلوم ياعين معين باشد.
ماده 231 - هرگاه دعوي راجع به داورشده باشددرخواست تامين از دادگاهي مي شودكه دعوي درآن اقامه ورجوع به داورشده است .
مواد232 - 233 - ملغي شده .
ماده 234 - درصورتي كه درخواست تامين شده باشدمديردفترمكلف است پرونده رافورابنظر دادگاه برساندو دادگاه بدون اخطاربطرف فورابه دلائل درخواست كننده رسيدگي نموده قرارردياقبول درخواست تامين راصادر مي نمايد.
ماده 235 - قرارتامين بطرف ابلاغ ومشاراليه حق داردظرف ده روزبه قرارنامبرده اعتراض نمايدو دادگاه درمحاكمات عادي پس ازمبادله ودر محاكمات اختصاري دراولين جلسه به اعتراض رسيدگي نموده ونسبت به آن تعيين تكليف مي نمايد.
ماده 236 - قرارتامين بايدبه مدعي عليه فورا ابلاغ وپس ازآن اجراشود ، جزدرمواردي كه ابلاغ فوراممكن نباشدوتاخيراجراباعث تضييع ياتفريط خواسته گرددكه دراين صورت قرارتامين اجراوپس ازآن ابلاغ مي شود.
ماده 237 - درصورتي كه موجب تامين مرتفع گردد دادگاه به درخواست مدعي عليه قراررفع تامين خواهددادودرصورت صدورحكم به بطلان دعواي مدعي ، تامين طبعامرتفع مي شود.
ماده 238 - قرارقبول ياردتامين قابل پژوهش و فرجام نيست .
ماده 239 - درصورتي كه درخواست كننده تامين بموجب حكم نهائي محكوم به بطلان دعوي شود ، طرف اوحق خواهدداشت خسارتي راكه ازتامين واردشده است مطالبه كند.
2 - دراقسام تامين
ماده 240 - تامين عبارت است از - توقيف اموال اعم ازمنقول وغير منقول .
ماده 241 - اگرخواسته يامحكوم به ، عين معين وتوقيف آن ممكن باشد دادگاه نمي تواندمال ديگري رابعوض آن توقيف كند.
ماده 242 - درصورتي كه خواسته يامحكوم به ، عين معين نبوده وياعين معين بوده ولي توقيف آن ممكن نباشد دادگاه معادل قيمت خواسته يامحكوم به ، از سايراموال مدعي عليه يامحكوم عليه توقيف مي كند.
ماده 243 - مدعي عليه يامحكوم عليه مي تواندبعوض مالي كه دادگاه مي خواهدآن راتوقيف كندوياتوقيف كرده است وجه نقديابرگهاي بهاداربه ميزان همان مال درصندوق دادگستري يايكي ازبانكهاي معتبر ، وديعه بگذارد ونيزمي توانددرخواست تبديل مالي راكه توقيف شده است به مال ديگربنمايد مشروط به اينكه مالي كه پيشنهادمي شودازحيث قيمومت وسهولت فروش از مالي كه قبلاتوقيف شده است كمترنباشدونيزمي تواندبادادن ضامن معتبر درخواست رفع توقيف نمايد.
درمواردي كه عين خواسته يامحكوم به توقيف شده باشدتبديل تامين منوط به رضايت مدعي يامحكوم له است .
ماده 224 - ضامني كه بموجب ماده قبل داده مي شودممكن است يك ياچند نفرباشدودرصورت تعددضامن هريك ازآنهابايدصريحاقيدكندكه چه مقداراز خواسته راضمانت مي كند.
ماده 245 - ضمانت اشخاص مذكوردرزيربدون رضايت طرف قبول نمي شود -
1 - مامورين دولت وشهرداريها.
2 - اشخاصي كه مصونيت ازتوقيف دارند.
3 - وكلاي دادگستري براي موكلين خود.
ماده 246 - درخواست تبديل تامين از دادگاهي مي شودكه قرارتامين را داده است .
ماده 247 - كسي كه ضامن مي دهدبايدضامن رادر دادگاه حاضركرده يا ضمانت نامه اي كه دردفتراسنادرسمي ثبت شده است به دادگاه تقديم كند - ضامن دهنده مكلف است درصورت درخواست طرف ، اعتبارضامن وياضامنهاي خودرادر دادگاه ثابت كند.
درصورتي كه يكي ازبانكهاي معتبرياشركتهاي بازرگاني معتبر ، ضمانت كنندوامضاءومهربانك ياشركت درنظر دادگاه معروف باشد ، حضوردر دادگاه ياتنظيم ضمانت نامه رسمي لازم نيست .
ماده 248 - بعدازمعرفي ضامن يارسيدضمانت نامه دادگاه روزي رامعين مي كندكه طرفين در جلسه دادگاه حاضرشده ، درباب پذيرفتن ضامن مذاكره نمايد واين اقدام بايدفورادر جلسه فوق العاده وخارج ازنوبت بعمل آيد.
ماده 249 - اگردرخواست كننده تامين ياوكيل اودرروزمعين حاضرنشوند دادگاه مي تواندضمانتي راكه براي تامين كليه ياقسمتي ازخواسته كافي مي داندقبول كند.
ماده 250 - ضمانت ضامني كه شخصادر دادگاه حاضرمي شوددرصورت مجلس قيدوبه امضاي اوميرسد - اين ضمانت نامه اثرضمانتي راداردكه بموجب سند رسمي بعمل آمده باشد.
ماده 251 - پس ازقطعيت حكم وصدوربرگ اجرائي برگ نامبرده به محكوم عليه وكسي كه براي تامين خواسته يامحكوم به ، ضمانت كرده ابلاغ مي شودوهرگاه محكوم عليه درظرف ده روزپس از ابلاغ برگ اجرائي مفادحكم رااجراننموده ، محكوم به ازضامن به ترتيبي كه براي اجراي احكام مقرراست وصول مي شود.
3 - توقيف اموال غيرمنقول
ماده 252 - دفتر دادگاه مكلف است درظرف دوروز رونوشت قرار دادگاه رادرباب توقيف مال غيرمنقول به اداره ثبت اسنادواملاك م حل وقوع ملك ارسال دارد ، درقرارنامبرده بايدنام ونام خانواده وسايرمشخصات مدعي عليه وميزان خواسته ونوع وسايرمشخصات ملك توقيف شده صريحاقيدگردد.
هرگاه ملك بموجب دفتراملاك ، بنام غيرمدعي عليه ثبت شده باشدياآن كه غيرمدعي عليه درخواست ثبت كرده ويامدعي عليه درخواست ثبت نموده ولي مورداعتراض ديگري واقع شده باشداداره ثبت بايددرظرف دوروزآن را به دفتر دادگاه اطلاع دهد.
بعدازرفع توقيف رونوشت قرار دادگاه دايربه رفع توقيف رادفتر دادگاه به اداره ثبت اسنادواملاك مي فرستدتادردفتراملاك قيدشود.
ماده 253 - توقيف اموال غيرمنقول به مجرد ابلاغ قرار دادگاه به مدعي عليه ياثبت قرار دادگاه دراداره ثبت املاك م حل حاصل مي شود.
توقيف مال غيرمنقول موجب توقيف محصول آن نيست .
ماده 254 - توقيف محصول املاك وباغهااگرچه محصول عين خواسته باشد قبل ازبرداشت وتعيين سهم مدعي عليه ممنوع است مگردرمواردي كه ساير دارائي منقول وغيرمنقول مدعي عليه براي تامين خواسته كفايت نكندويامدعي عليه به توقيف عين محصول رضايت دهد.
درصورتي كه مدعي نتواندبراي طرف دارائي ديگري ارائه دهدوبدين جهت محصول ملك ياباغ قبل ازبرداشت وتعيين سهم ، توقيف شودمدعي عليه حق دارد درخواست توقيف مال ديگرنموده يامطابق مقررات فوق ضامن بدهدوقبول اين درخواست الزامي است .
ماده 255 - درمواردي كه مطابق ماده فوق ممكنست محصول توقيف شود بطريق زيرعمل خواهدشد -
اگرمحصول جمع آوري شده باشدسهم مدعي عليه پس ازوضع هزينه معموله زراعتي ازقبيل علوفه عوامل وبذروهزينه تنقيه قنات وهزينه عادي رودخانه به اندازه اي كه به سهم مدعي عليه تعلق مي گيردبطوري كه براي توقيف اموال منقوله مقرراست توقيف خواهدگرديدهرگاه محصول جمع آوري نشده باشد برداشت محصول خواه دفعتاباشدخواه به دفعات باحضورماموراجرابعمل خواهدآمد.
مامورنامبرده حق هيچگونه مداخله درامربرداشت محصول نداشده وفقط براي تعيين ميزان محصولي كه جمع آوري مي شودحضورپيداخواهدكرد ، مدعي يا نماينده اونيزدرموقع برداشت محصول حق حضورخواهدداشت پس ازبرداشت هر قسمت ازمحصول توقيف آن مطابق مقررات فوق بعمل خواهدآمد.
ماده 256 - هرگاه ميزان هزينه معموله زراعتي بين مدعي عليه وطرف اودر صورت حاضرنبودن طرف بين مدعي عليه وماموراجرااختلاف باشد ، حداقل ميزان هزينه مزبورراموضوع وبقيه راتوقيف مي شودتا دادگاهي كه قرارتوقيف صادر كرده تصميم قطعي اتخاذنمايد.
ماده 257 - درصورتي كه محصول قبلافروخته شده وبهاي آن درموقع توقيف هنوزپرداخت نشده باشدبهانزدخريدارتوقيف گرديده واقساطآن درموقع وصول درصندوق دادگستري توقيف خواهدشد.
ماده 258 - هرگاه ملكي كه عين مدعي به است توقيف شودمدعي عليه حق نداردابنيه آنراخراب كنديااشجارآن رابيندازدمگربه اندازه اي كه براي حفظ ملك ازخرابي لازم است .
4 - توقيف اموال منقول
ماده 259 - توقيف اموال منقول به ترتيبي بايدبعمل آيدكه درقوانين مربوط به اجراي احكام مصرح است .
ماده 260 - مهروموم كردن اموال منقول ياسپردن آن بخودمدعي عليه يا سپردن آن به شخص ثالث منوط بنظر دادگاه وبارضايت مدعي سپردن آن به مدعي عليه الزامي است .
ماده 261 - درصورتي كه اموال توقيف شده مهروموم شده باشدشكستن يامحو كردن مهرممنوع است .
ماده 262 - توقيف عين اموال ضايع شدني ممنوع است ، اين اموال به فروش رسيده وبهاي آن توقيف خواهدشد.
5 - مقررات مشتركه وتوقيف طلب
ماده 263 - درهرموردكه مالي اعم ازمنقول وغيرمنقول توقيف شودوبيم آن رودكه ادامه توقيف عين مال موجب ضايع شدن مال ياتنزل بهاي آن خواهدبود هريك ازطرفين حق درخواست فروش داردولي هرگاه طرف ديگرموافق بافروش نبوده وضرري راكه ازنفروختن مال ممكنست ناشي شودتامين نمايدمطابق نظراو عمل خواهدشد - درصورت فروش ، ماموراجرانظارت داشته وبهاي آن درصندوق دادگستري توقيف خواهدگرديد - مدعي نيزحق نظارت درفروش دارد.
ماده 264 - هرگونه نقل وانتقال نسبت به عين اعم ازمنقول ياغيرمنقول ومنافع (درصورتي كه منافع توقيف شده باشد)ممنوع است وترتيب اثربر انتقال مزبورمادام كه توقيف باقي است داده نخواهدشدمگردرصورت اجازه كسي كه آن مال يامنافع براي حفظ حق اوتوقيف شده است .
ماده 265 - هرگاه مدعي عليه ياضامن اوبراي اجراي قرارتامين مال متعلق به غيررامال خودمعرفي كنندونسبت به آن مال عملياتي شود ، مدعي مسئول خسارت وارده برصاحب مال نخواهدبودوصاحب مال فقط به كسي كه مال اورامال خودمعرفي كرده حق رجوع خواهدداشت .
ماده 266 - هرگاه اموال ياوجوهي كه توقيف مي شودنزدشخص ثالث باشد ياموردتوقيف طلبي باشدكه مدعي عليه ازشخص ثالث دارد رونوشت قرار توقيف به شخص مزبور ابلاغ ودرنسخه ثاني آن رسيددريافت مي شودومراتب فورابه مدعي عليه نيزاخطارمي گردد.
ماده 267 - هرگاه شخص ثالث منكروجودتمام ياقسمتي ازمال ياطلب باشدبايددرظرف ده روزاز تاريخ ابلاغ قرارتوقيف مراتب رابه دادگاهي كه قرارصادركرده اطلاع دهدوالامسئول پرداخت طلب ياتسليم مال خواهدبود.
ماده 268 - هرگاه درخواست كننده تامين ، ثابت نمايدكه درحين ابلاغ قرارتوقيف به شخص ثالث ، مال ياطلب نزدشخص ثالث وجودداشته وبرخلاف واقع منكرشده است وياآنكه شخص ثالث ازتسليم مال ياطلبي كه درنزداو توقيف شده است امتناع نمايددايره اجراءعين يامعادل مال ياطلب توقيف شده راازاموال شخصي اواستيفاءخواهدكردودرصورتي كه دسترسي به اموال او نباشدتاموقعي كه حقوق تضييع شده طرف راجبران ننموده درتوقيف خواهد ماند.
ماده 269 - درخواست كننده تامين دراستيفاءطلبش ازمال موردتامين برسايرطلبكاران حق تقدم دارد.
مبحث پنجم - درورودشخص ثالث
ماده 270 - هرگاه شخص ثالثي درموضوع دادرسي اصحاب دعوي اصلي براي خودمستقلاحقي قائل باشدوخودراذينفع درمحق شدن يكي ازطرفين بداندمي تواند مادام كه اعلان ختم دادرسي نشده است وارد دعوي گردداعم ازاينكه دعوي در مر حله نخستين مطرح باشدويادرمر حله پژوهش دراين صورت شخص نامبرده بايد به دادگاهي كه دعوي درآنجامطرح است دادخواست داده ودر دادخواست منظور خودراصريحاقيدنمايد.
ماده 271 - هريك ازطرفين دعوي مي توانندبه ورودشخص ثالث در دعوي ايرادكنددراينصورت دادگاه بايدقيل ازرسيدگي به دعوي ، تكليف ايراد مذكوررامعين نمايدچنانچه قراررد دعوي شخص ثالث صادرشوداين قرارقطعي خواهدبود.
هرگاه بر دادگاه ثابت شودكه دعوي ثالث به منظورتباني وياتاخير رسيدگي است مي تواند دعوي ثالث رااز دعوي اصلي تفكيك نموده وبهريك عليحده رسيدگي كند ، چنانچه بر دادگاه محرزشودكه دعوي ثالث باتباني بايكي ازطرفين دعوي براي اطاله رسيدگي اقامه شده درصورت محكوميت ثالث به بي حقي ، دادگاه مكلف است علاوه برخسارات قانوني اورابه دوبرابرهزينه دادرسي بنفع دولت محكوم نمايد.
ماده 272 - ردياابطال دادخواست ويارد دعوي شخص ثالث مانع ازورود اودرمر حله پژوهشي نيست .
ماده 273 - دادخواست وسايرترتيبات دادرسي ، درموردورودشخص ثالث درهرمر حله ، اعم ازنخستين ياپژوهش مطابق مقررات عمومي راجع به آن مر حله است .
مبحث ششم - درجلب شخص ثالث
ماده 274 - هريك ازاصحاب دعوي كه جلب شخص ثالثي رالازم بداند مي تواندبموجب دادخواست از دادگاه درخواست جلب آن شخص رابنمايداعم ازاينكه دعوي درمر حله نخستين باشدياپژوهش .
ماده 275 - دادخواست جلب شخص ثالث دردادرسي هاي عادي ازمدعي عليه تاموعدآخرين لايحه كه مي دهندپذيرفته مي شود.
ماده 276 - دردادرسي هاي اختصاري هرگاه يكي ازاصحاب دعوي بخواهد درخواست جلب ثالث نمابدبايدتاآخر جلسه اول اظهاركرده و دادخواست آن رادرظرف سه روزپس از جلسه به دفتر دادگاه بدهد.
ماده 277 - ملغي شده .
ماده 278 - دادخواست جلب شخص ثالث و رونوشت مدارك ولوايح بايد به عده اطراف دعوي بعلاوه يك نسخه باشد.
ماده 279 - جريان دادرسي درموردجلب شخص ثالث مانندجريان دادرسي اصلي است .
ماده 280 - درمحاكمات اختصاري درصورتي كه ازموقع تقديم دادخواست تا جلسه دادرسي كه معين شده مدت براي فرستادن دادخواست و رونوشت مدارك براي اطراف دعوي كافي نباشدمديردفتربااجازه دادگاه جلسه دادرسي را تغييرداده وبه اطراف دعوي ابلاغ مي نمايد.
ماده 281 - شخص ثالثي كه جلب مي شودمدعي عليه محسوب وتمام مقررات راجعه به مدعي عليه درباره اوجاري است هرگاه بر دادگاه محرزشودكه جلب ثالث به منظورتباني وياتاخيررسيدگي است مي تواند دادخواست جلب ثالث رااز دادخواست اصلي تفكيك نموده بهريك عليحده رسيدگي كند ، چنانچه بر دادگاه محرزشودكه جلب شخص ثالث باتباني مجلوب براي اطاله رسيدگي اقامه شده درصورت محكوميت جالب به بيحقي دادگاه مكلف است علاوه بر خسارات قانوني ، اورابه دوبرابرهزينه دادرسي به نفع دولت محكوم نمايد.
ماده 282 - هرگاه شخص ثالث درموعدمقررپاسخ نداديادرروز جلسه حاضر نشده طرفي كه خواستارجلب شده مي توانددرحين جريان دادرسي اصلي ياپس از ختم آن باهمان دادخواست كه داده است رسيدگي به دعوي رامستقلابخواهد.
ماده 283 - قراررد دادخواست جلب فقط باحكم راجع به اصل دعوي قابل پژوهش است درصورتي كه قراردرمر حله پژوهش فسخ شود ، رسيدگي پس ازفسخ قراربادعواي اصلي در دادگاهي كه رسيدگي پژوهشي مي نمايد ، بعمل مي آيد.
مبحث هفتم - دعوي متقابل
ماده 284 - مدعي عليه حق دارددرمقابل ادعاي مدعي اقامه دعوي كندوچنين دعوي رادرصورتي كه با دعوي اصلي ناشي ازيك منشاءيابا دعوي نامبرده ارتباط كامل داشته باشد دعوي متقابل نامندوبه آن دعوي درهمان دادگاه با دعوي اصلي رسيدگي مي شود ، مگراينكه دعوي متقابل ازصلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشد.
بين دو دعوي وقتي ارتباط كامل موجوداست كه اتخاذتصميم درهريك موثردرديگري باشد.
ماده 285 - دعوي متقابل بموجب دادخواست اقامه مي شودليكن دعوي تهاتروصلح وفسخ وردخواسته وامثال آن كه براي دفاع از دعوي اصلي اظهارمي شود دعوي متقابل محسوب نبوده ومحتاج به دادخواست عليحده نيست .
ماده 286 - درصورتي كه ادعاي مدعي عليه درمقابل دعوي مدعي متقابل نباشدبه درخواست مدعي دادگاه به آن دعوي عليحده رسيدگي مي كندواگررسيدگي به دعوي ازصلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشدعدم صلاحيت خودرادررسيدگي نسبت به دعوي نامبرده اعلام مي دارد.
ماده 287 - اگر دعوي اصلي در دادگاه بخش اقامه شده ورسيدگي به دعوي متقابل ازصلاحيت دادگاه بخش خارج باشد دادگاه بخش هردو دعوي رابه دادگاه شهرستان صلاحيتداراحاله خواهدنمود.
ماده 288 - دادخواست دعوي متقابل دردادرسي هاي عادي بايددرموقع تقديم اولين لايحه پاسخنامه مدعي عليه ودردادرسيهاي اختصاري تااولين جلسه دادرسي داده شود.
ماده 289 - دردادرسي هاي اختصاري اگرمدعي عليه دعوي متقابل رادر جلسه دادرسي اقامه نمايدمدعي مي تواندبراي تهيه پاسخ وادله خودتاخير جلسه را بخواهد.
مبحث هشتم - توقيف وتعقيب وبطلان
دادرسي واسترداد دعوي
ماده 290 - توقيف دادرسي درمواردزيربعمل مي آيد -
1 - ملغي شده .
2 - درصورتي كه يكي ازاصحاب دعوي ياوكيل آنان فوت نمايديامحجور شودوياوكيل به جهتي ازدادرسي ممنوع شود.
3 - درصورتي كه سمت يكي ازاصحاب دعوي كه به آن سمت داخل دادرسي شده بوده ، زائل گردد.
ماده 291 - درموردماده فوق اگردادرسي به مر حله صدورحكم رسيده باشد ، دادگاه حكم خواهدداد.
ماده 292 - درموقع توقيف يازنداني شدن يكي ازاصحاب دعوي ياعزيمت به م حل ماموريت نظامي ياماموريت دولتي يامسافرت ضروري دادرسي توقيف نمي شودولي دادگاه مهلت كافي براي تعيين وكيل به آنان مي دهد.
ماده 293 - درصورت توقيف دادرسي دادگاه مي تواندخواسته راموافق قانون تامين نمايد.
ماده 294 - ملغي شده .
ماده 295 - تعقيب دادرسي درهمان دادگاهي بعمل مي آيدكه توقيف شده است .
ماده 296 - ملغي شده .
ماده 297 - درموردبند(2)ازماده 290درصورت فوت ياحجرياممنوعيت وكيل ، دادگاه به موكل اطلاع مي دهدتابرحسب موردشخصابراي دادرسي حاضرشود وياوكيل ديگربه محكمه معرفي كندودرصورت فوت يكي ازاصحاب دعوي دادگاه بطرف ديگراخطارمي نمايدكه جانشين متوفي راتعيين نمايدوپس ازتعيين جانشين برگهاي لازم به ورثه ، وصي ، ولي ياقيم درصورتي كه وارث محجورباشد ابلاغ مي شودودرصورت حجريكي ازاصحاب دعوي برگهاي لازم به نماينده قانوني او ابلاغ مي گرددودرموردبند(3)ماده 290برگهاي لازم به كسي كه بجاي شخص سابق كه سمت اوزايل شده ، معين گرديده است ابلاغ ميشود.
ماده 298 - مادام كه دادرسي به مر حله صدورحكم نرسيده مدعي مي تواند دعوي خودرااستردادكنددراين صورت به درخواست مدعي عليه به تاديه خسارات مدعي عليه محكوم مي شود.
استرداد دعوي دردادرسيهاي عادي پس ازمبادله لوايح ودراختصاري پس ازختم مذاكرات طرفين درموردي ممكن است كه يامدعي عليه راضي باشدويامدعي از دعوي خودبكلي صرفنظركنددرصورت اخير دادگاه قرارسقوط دعوي راخواهد داد.
مبحث نهم - درخواست ارائه سندازطرف
ماده 299 - هرگاه يكي ازطرفين سندي ابرازكندكه درآن سندبه سندديگر رجوع شده ومربوط به دادرسي باشدطرف مقابل حق داردابرازسندديگررا بخواهد.
ماده 300 - هرگاه سندمعيني كه مدرك ادعايااظهاريكي ازطرفين است در نزدطرف ديگربه درخواست طرف بايدآن سندابرازشود.
هرگاه طرف مقابل بوجودسنددرنزدخوداعتراف كندولي ازابرازآن امتناع نمايد دادگاه مي تواندآن راازجمله دلائل مثبته بداند.
ماده 301 - هرگاه يكي ازطرفين به دفاتربازرگاني طرف ديگراستناد كند ، دفاترنامبرده بايددر دادگاه ابرازشود - درصورتي كه ابرازدفاتردر دادگاه ممكن نباشد دادگاه كارمندي رامامورمي نمايدكه باحضورطرفين دفاتر رامعاينه وآنچه لازم است خارح نويس نمايد.
هيچ بازرگاني نمي تواندبه عذرنداشتن دفترازابرازوياارائه دفاتر خودامتناع كندمگراينكه ثابت نمايدكه دفتراوتلف شده يادسترسي به آن ندارد.
ماده 302 - هرگاه بازرگاني كه به دفاتراواستنادشده است ازابراز دفاترخودامتناع نمايدوتلف ياعدم دسترسي به آن راهم نتواندثابت كند دادگاه مي تواندآن راازادله مثتبه اظهارطرف قراردهد.
ماده 303 - هرگاه ابرازتمام ياقسمتي ازسنديااظهارعلني مفادآن در دادگاه بامنافع يكي ازاصحاب دعوي وياشخص ثالثي منافي بوده ويابرخلاف نظم ويامنافع عمومي باشددادرس دادگاه ياكارمندعلي البدل يامديردفتر به تعيين دادگاه درحضورطرف ياطرفين آن سندرامعاينه وفقط آنچه راكه لازم وراجع به مورداختلاف است خارج نويس مي نمايد.
ماده 304 - هرگاه سنديااطلاعات ديگري كه راجع به موردنزاع است در ادارات دولتي ياشهرداريهاياموسساتي كه باسرمايه دولت تاسيس واداره مي شوندبه استثناءبانكهاوجودداشته باشدو دادگاه آن راموثردرتشخيص حق بداندبه درخواست اصحاب دعوي نامه اي به اداره مربوطه نوشته ارسال رونوشت سنديااطلاع لازم راباذكرموعددرخواست مي كند.
اداره مربوطه مكلف است فورادرخواست دادگاه راانجام دهدمگراين كه ابرازسندمنافي مصالح سياسي كشوري وياانتظامات عمومي باشدكه دراين صورت اداره مزبوربايدپاسخ منفي راباتوضيح به دادگاه فرستاده و رونوشت آن رابراي دادستان شهرستان آن حوزه ارسال دارد ، دراين صورت دادستان پس ازرسيدگي ، وزيردادگستري راازمراتب مطلع وچنانچه وزيردادگستري موافقت نمودجوازعدم ابرازسندمحرزخواهدشدوالابايدسندارائه شودوكسي كه مسئوليت عدم ابرازسندباوجودلزوم ابرازآن متوجه اواست ازخدمت منفصل خواهدشدهرگاه تهيه رونوشت اسناددرادارات مستلزم هزينه اي باشد بعهده هريك ازاصحاب دعوي است كه به درخواست او دادگاه سندراازادارات خواسته است .
تبصره 1 - قسمت اخيرماده 303درمورداين ماده نيزرعايت خواهدشد.
تبصره 2 - ادارات دولتي وشهرداريهاوموسسات مذكوردراين ماده در صورتي كه خودنيزطرف دعوي باشندملزم به رعايت مفاداين ماده مي باشند.
ماده 305 - هرگاه ابرازاصل سندلازم باشدادارات بعدازوصول نامه دادگاه اصل سندرامستقيمابخود دادگاه مي فرستندفرستادن دفاترامورجاريه به دادگاه لازم نيست - مستخرجه ازآن دفاتردرصورتي كه مصدق به تصديق اداره باشدكافي است .
ماده 306 - هرگاه يكي ازاصحاب دعوي ازبابت دعوي جنحه وجنايت ادعاي خسارت نمايدورجوع به پرونده آن جنحه وجنايت لازم باشدبايدپرونده نامبرده به دادگاهي كه پرونده راخواسته است فرستاده شود.
ماده 307 - هرگاه يكي ازاصحاب دعوي استنادبه پرونده دعواي مدني ديگري نمايد دادگاه به درخواست استنادكننده تصديقي به اوميدهدكه رونوشت موارداستناددرمدت معيني به اوداده شودودرصورت لزوم دادگاه مي تواندپرونده مورداستنادراخواسته وملاحظه نمايد.
ماده 308 - هرگاه ادارات نتوانددرموعدي كه دادگاه معين كرده است اسنادواطلاعات لازمه رابدهندبايددرپاسخ دادگاه بنويسندكه براي چه تاريخ اسنادواطلاعات راخواهندداد.
مبحث دهم - درخواست اصل اسنادي كه طرف
رونوشت آنهاراارائه داده
ماده 309 - هرگاه يكي ازطرفين درضمن مبادله لوايح كتبي لازم دانست اصل اسنادطرف مقابل راببيندبايدتاسه روزپس از ابلاغ رونوشت سندي كه به رويت اصل آن احتياج است به دفتر دادگاه اطلاع بدهدومديردفترمكلف است روزپنجم پس ازاين اطلاع رابراي ارائه سندمعين كرده وبطرفين اطلاع دهداين اطلاع منتهي بايددرظرف دوروزبطرفين ابلاغ شودكسي كه اصل سندمورداحتياج رابايدارائه دهدمكلف است كه درروزمعين اصل سندرابه دفترآورده واواول وقت تاآخرين ساعت اداري دفتردرآنجابگذاردمگراينكه ازاستنادبه آن صرفنظركند.
درصورتي كه يكي ازطرفين ياهردودرمقر دادگاه نباشندمدت قانوني مسافت رعايت خواهدشد.
ماده 310 - هرگاه طرفي كه درخواست رويت اصل سندراكرده درروزمعين حاضرنشده ودرموعدمقرربراي پاسخ كتبي پاسخ نداديادرخواست ارائه اصل را تكراركرد دادگاه اورادرحكم كسي قرارمي دهدكه درموعدمقررپاسخ كتبي نداده .
ماده 311 - هرگاه كسي كه بايداصل سندارائه بدهددرروزمعين به ترتيب فوق سندراحاضرنكرد ، سندمزبورازعداددلائل اوخارج مي شودوپس ازتكميل مبادله لوايح درصورتي كه تقاضاكننده ارائه اصل سند ، مدعي باشد دادگاه راي مقتضي صادرمي كندوچنانچه مدعي عليه باشد دادگاه درصورتي كه بتواندراي مي دهدوالا دادخواست مدعي راابطال مي كند.
ماده 312 - هرگاه درمواردي كه بموجب ماده قبل بايداصل سندرادرروز معين به دفترآورديابراي رويت اصل دردفترحاضرشد ، طرف درروزمعين اصل را نياورديابراي رويت حاضرنشدوعذرموجهي داشت بايدعذرخودرابادلائل موجه بودن تادوروزپس ازروزي كه معين شده بوده به دادگاه كتبااطلاع دهددادرس دادگاه بايددرظرف دوروزتصميم خودراراجع به موجه بودن يانبودن عذراظهار نمايد.
هرگاه دادگاه عذرراموجه ديدبايدپنجمين روزپس از تاريخ تصميم را براي ارائه سندمعين نمايد ، مگراينكه عذرموجه طوري باشدكه تاروزپنجم رفع ممكن نباشددراين صورت روزي كه رفع عذررادرآن روزمي توان پيش بيني كرد دادرس دادگاه براي ارائه سندوقت معين مي كند - مديردفتراين وقت رادر ظرف دوروزبطرفين ابلاغ خواهدكرد.
ماده 313 - هرگاه كسي كه بايدسندراارائه دهددسترسي به آن نداشته و براي بدست آوردن محتاج به مهلتي باشدبايدقبل ازانقضاي موعدبراي بدست آوردن سنداز دادگاه استمهال كنددرصورتي كه دادگاه آن استمهال رامبني بر طفره وتعلل نديدبه قدركافي مهلت خواهددادوروزارائه سندرابطرفين اطلاع مي دهد.
ماده 314 - هرگاه دروزمعين اصل سنددردفترحاضرنبودوموافق موادفوق دادگاه مهلت داده وروزديگري براي ارائه سندمعين كرد ، كسي كه درخواست ارائه اصل سندراكرده تادوروزپس ازموعدرويت بايدپاسخ كتبي خودرابه دفتر دادگاه برساند.
فصل نهم - قواعداختصاصي دادگاههاي بخش
مبحث اول - تامين دليل
ماده 315 - درمواردي كه تحقيق م حلي واستطلاع ازمطلعين واستعلام از كارشناسان ويااستفاده ازقرائن وامارات موجوده درم حل ويااستفاده از دلائلي كه درنزدطرف ياغيراست اقتضاءداردويامستند دعوي دفاتربازرگاني وامثال آنست اشخاصي كه ظنين هستندبراينكه استفاده ازدلائل مذكوربعدها متعذريامتعسرخواهدشدمي تواننداز دادگاه درخواست تامين آنهارابنمايد ومقصودازتامين دراين موردفقط ملاحظه وصورت ثبت برداشتن اينگونه دلائل است ، تامين دليل نسبت به دلائل موجودنزدطرف ياغيردرصورتي بعمل مي آيد كه ازطرف امتناع ومعارضه نشود.
ماده 316 - درخواست تامين دليل درحين دادرسي وقبل ازاقامه دعوي ممكن است .
ماده 317 - درخواست تامين دليل راجع است به دادگاه بخشي كه موضوع تامين درحوزه آن واقع است .
ماده 318 - درخواست تامين دلائل چه كتبي وچه شفاهي بايدحاوي نكات زيرباشد -
1 - نام وشهرت درخواست كننده وطرف او.
2 - ذكرموضوع دعوائي كه براي اثبات آن درخواست تامين دليل مي شود.
3 - اوضاع واحوالي كه موجب درخواست تامين دليل شده است .
ماده 319 - دادگاه ، طرف مقابل رابراي تامين دليل احضارمي كندولي عدم حضوراومانع ازتامين نيست .
دراموري كه فوريت داشته باشد دادگاه بدون احضارطرف اقدام به تامين مي نمايد.
ماده 320 - تامين دليل را دادگاه مي تواندبه كارمندعلي البدل يامدير دفتررجوع نمايد.
ماده 321 - درمواردي كه درخواست كننده تامين دلائل طرف خودرامعين نكرده باشد ، اجراي آن درصورتي بعمل مي آيدكه ازبراي درخواست كننده ممكن نباشدطرف خودرامعين نمايد.
ماده 322 - تامين دلائل براي حفظ آنست وبهيچوجه دلالت نمي كندبراين كه دلائلي كه تامين شده معتبرودردادرسي مدرك ادعاي صاحب آن خواهدبود.
مبحث دوم - درتصرف عدواني وممانعت
ازحق ورفع مزاحمت
ماده 323 - دعوي تصرف عدواني عبارتست از -
دعوي متصرف سابق كه ديگري بدون رضايت اومال غيرمنقول راازتصرف اوخارج كرده ومتصرف سابق اعاده تصرف خودرانسبت به آن مال درخواست مي نمايد.
ماده 324 - دعوي ممانعت ازحق عبارتست از -
دعوي كسي كه رفع ممانعت ازحق ارتفاق ياانتفاع خودرادرملك ديگري بخواهد.
ماده 325 - دعوي مزاحمت عبارت است از -
دعوائي كه بموجب آن متصرف مال غيرمنقول درخواست جلوگيري از مزاحمت كسي رامي نمايدكه نسبت به متصرفات اومزاحم است بدون اينكه مال راازتصرف متصرف خرج كرده باشد.
ماده 326 - در دعوي تصرف عدواني مدعي بايدثابت كندكه مورد دعوي قبل ازخارج شدن ملك ازتصرف مدعي لااقل يكسال درتصرف اوبوده وبدون رضايت وبه غيروسيله قانوني ازتصرف اوخارج شده وبيش ازيكسال از تاريخ تصرف عدواني نگذشته است .
ماده 327 - در دعوي ممانعت ازحق ، مدعي بايدثابت كندكه قبل از تاريخ ممانعت لااقل يكسال درآن حق متصرف بوده وبيش ازيكسال از تاريخ ممانعت نگذشته است .
ماده 328 - در دعوي مزاحمت مدعي بايدثابت كندكه لااقل يك سال مورد دعوي درتصرف اوبدون مزاحمت بوده واز تاريخ ابتداءمزاحمت بيش ازيكسال نگذشته است .
ماده 329 - درموردموادفوق مدعي مي تواندازتصرف كسي كه ملك ياحق مورد دعوي راازاوانتقال گرفته استفاده نمايد.
ماده 330 - درمورد دعوي تصرف عدواني و دعوي ممانعت ازحق وهمچنين در مورد دعوي مزاحمت ، هرگاه مدعي عليه ادعاي مالكيت خودياانكارمالكيت و استحقاق مدعي رانمايد دادگاه واردرسيدگي به دلائل مالكيت نمي شودوفقط درخصوص تصرف عدواني وممانعت ومزاحمت تحقيق مي نمايدودرموردتصرف عدواني مورد دعوي رابه تصرف متصرف اول مي دهدودرموردممانعت حكم به عدم ممانعت ازحق ودرموردمزاحمت حكم به رفع مزاحمت خواهددادومدعي مالكيت مي توانددر دادگاه صلاحيتداربراي اثبات مالكيت خوداقامه دعوي نمايد.
ماده 331 - دعاوي مذكوردرموادفوق درصورتي كه مخالف باسندمالكيت باشدپذيرفته نمي شود.
ماده 332 - كسي كه راحع به مالكيت يااصل ارتفاق وانتفاع اقامه دعوي كرده است نمي تواندتصرف عدواني وممانعت ازحق طرح دعوي نمايد.
ماده 333 - هرگاه درملك موردتصرف عدواني متصرف پس ازتصرف عدواني غرس اشجاريااحداث بناكرده باشداشجاروبنادرصورتي باقي مي ماند كه متصرف عدواني مدعي مالكيت موردحكم تصرف عدواني باشدودرظرف يكماه از تاريخ اجراي حكم درباب مالكيت به دادگاه صلاحيتدار دادخواست بدهد.
ماده 334 - درصورتي كه درملك موردحكم تصرف عدواني زراعت شده باشد اگرموقع برداشت محصول رسيده باشدمتصرف عدواني بايدمحصول راباتاديه اجرت المثل فورابرداردودرصورتي كه موقع برداشت محصول نرسيده باشد ، اعم ازاينكه بذرروئيده شده يانشده باشدمحكوم له مخيراست بين اينكه قيمت زراعت رانسبت به سهم صاحب بذرودسترنج بدهدوملك راتصرف كندياملك را به تصرف متصرف عدواني باقي بگذاردواجرت المثل بگيرد.
مبحث سوم - درخواست سازش
ماده 335 - هركس مي توانددرموردهرادعائي از دادگاه بخش كتباويا شفاهادرخواست نمايدكه طرف اورابراي سازش احضاركنداگرچه رسيدگي به آن دعوي ازصلاحيت دادگاه بخش خارج باشد.
اصحاب دعوي نيزمي تواندمتراضياازدادرس دادگاه بخش درخواست كنندكه بين آنهاسازش دهد.
ماده 336 - ترتيب احضاربراي سازش همانست كه براي احضارمدعي عليه مقرراست ولي دراحضاريه مدعي عليه مقرراست ولي دراحضاريه بايدقيدگردد كه طرف براي سازش به دادگاه دعوت مي شود.
ماده 337 - بعدازحضورطرفين دادگاه اظهارات آنهارااستماع نموده و تكليف سازش وسعي درانجام آنرامي نمايدودرصورت عدم موفقيت به سازش تحقيقات وعدم موفقيت خودرادرصورت مجلس نوشته به امضاءطرفين مي رساند وهرگاه يكي ازطرفين وياهردوطرف نخواهندامضاءكنندمراتب را دادگاه در صورتمجلس قيدمي كند.
ماده 338 - درموردماده قبل دادگاه نبايدطرفين رابي جهت معطل نمايدو همين كه مشاهده نمودكه حاضربه سازش نيستندبايدطرفين رابحال خودواگذار كرده واعلام نمايدكه مي توانند دعوي خودرابه دادگاهي كه صلاحيت حكم رادارد رجوع كند.
ماده 339 - هرگاه بعداز ابلاغ احضاريه طرف حاضرنشدياكتباپاسخ داد كه حاضربه سازش نيست دادگاه مراتب رادرصورت مجلس قيدكرده وبه خواستارسازش اعلام مي داردبه دادگاهي كه صلاحيت حكم راداردرجوع كند.
ماده 340 - هرگاه طرف بعداز ابلاغ احضاريه حاضرشدوبعدااستنكاف از حضورنموده دادگاه بخش مطابق ماده قبل رفتارمي نمايد.
ماده 341 - استنكاف طرف ازحضوردر دادگاه بخش ياعدم قبول سازش بعد ازحضوردرهرحالي ازاحوال مانع نمي شودكه طرفين به همان دادگاه يا دادگاه ديگركه صلاحيت اصلاح راداردبه طيب خاطررجوع نموده وخواستارسازش شوند.
مبحث چهارم - ترتيب اقامه دعوي واحضارمتداعيين
ماده 342 - اصول دادرسي در دادگاههاي بخش همانست كه براي رسيدگي مر حله نخستين مقرراست جزدرمواردي كه قانون طريقه خاصي براي دادگاههاي بخش مقررداشته است .
ماده 343 - دادخواستي كه به دادگاه بخش داده مي شودممكن است شفاهي باشددراين صورت مديردفترياتقريرنويس اظهارات مدعي رادرصورت مجلس نوشته ويابه امضاءاومي رساندواگرمدعي نتواندامضاءكنداثرانگشت اوزير صورت مجلس گذاشته شده وجهت آن قيدمي شود.
ماده 344 - مديردفتر جلسه رسيدگي رامعين وبطرفين اطلاع ميدهدوضمنا رونوشت دادخواست ياصورت مجلس وهمچنين رونوشت پيوستهاي دادخواست رابه مدعي عليه ابلاغ مي نمايد.
برگهاي دعوي ووقت رسيدگي ممكنست بوسيله نامه سفارشي دوقبضه ابلاغ شود.
ماده 345 - جلسه رسيدگي بايدبطوري معين شودكه فاصله بين ابلاغ دادخواست واحضارنامه وروز جلسه كمترازبيست وچهارساعت نباشد - مدت مسافت هم به موعدنامبرده اضافه مي شود - دادرس بخش به اقتضاءمورد مي توانددستوردهدكه وقت رسيدگي زودترازموعدمذكورفوق معين شود.
ماده 346 - نسبت به دعاوي كه خواسته آن دوهزارريال ياكمتراست طرفين دعوي مي توانندعين اسنادخودرابه دادگاه بدهند.
ماده 347 - اصحاب دعوي مي توانندشخصابراي دادرسي حاضرشونديابه يك نفرازوكلاياكارگشايان دادگستري يايكي ازبستگانشان وكالت دهند ، درهر صورت وكيل بايدمحكوم به جنحه وجنايت نباشد.
وكالت ممكن است در جلسه دادرسي به اظهارشفاهي موكل واقع شود ، دراين صورت اظهارموكل درصورت مجلس نوشته شده وبه امضاي اومي رسد.
مواد348 - 349 - ملغي شده .
ماده 350 - دادرس دادگاه بخش مي تواندهرگونه تحقيق ياتوضيحي كه براي روشن شدن قضيه لازم بداندازطرفين بخواهد.
ماده 351 - اصحاب دعوي مي تواننددرصورت موافقت مستقيمادر دادگاه بخش حاضرشده و دعوي خودراشفاهاطرح نماينددراين صورت دادرس دادگاه بخش مي تواندبدون هيچ تشريفاتي فورارسيدگي كرده حكم بدهدويا جلسه عادي براي رسيدگي معين نمايد.
ماده 352 - اگريكي ازاصحاب دعوي بخواهدگواههاي خودراكه در جلسه دادرسي حضوردارندمعرفي كند ، دادگاه مي تواندگواهي آنهارابدون هيچ تشريفاتي استماع نمايدودرمواردي كه حكم دادگاه قابل پژوهش است صورت مجلسي ازاظهارات گواههاتنظيم مي نمايد.
فصل دهم - رسيدگي به دلائل
مبحث اول - كليات
ماده 353 - دليل عبارت ازامري است كه اصحاب دعوي براي اثبات دعوي يادفاع از دعوي به آن استنادمي نمايند.
ماده 354 - دلائلي كه براي اثبات عقودياايقاعات ياتعهدات اقامه مي شودتابع قوانيني است كه درموقع انعقادآنهامجري بوده مگراينكه خلاف آن در قانون تصريح شده باشد.
تبصره - حكم اين ماده هيچگاه مجوزقبول گواهي درمواردي كه قانون مدني نهي كرده ، نخواهدبود.
ماده 355 - دلائلي كه براي اثبات وقايع خارجي ازقبيل ضمانت قهري و نسب وغيره اقامه مي شودتابع قانونيست كه درموقع طرح دعوي مجري مي باشد.
ماده 356 - اصل ، برائت است بنابراين اگركسي مدعي حق ياديني برديگري باشدبايدآن رااثبات كندوالامطابق اين اصل حكم به برائت مدعي عليه خواهد شد.
ماده 357 - درصورتي كه حق ياديني برعهده كسي ثابت شداصل بقاءآن است مگراينكه خلافش ثابت شود.
ماده 358 - هيچ دادگاهي نبايدبراي اصحاب دعوي تحصيل دليل كندبلكه فقط به دلائلي كه اصحاب دعوي تقديم يااظهاركرده اندرسيدگي مي كند.
تحقيقاتي كه دادگاه براي كشف امري درخلال دادرسي لازم بداندازمعاينه م حل وتحقيق ازگواههاومسجلين اسنادوملاحظه پرونده مربوط به دادرسي و امثال اينهاتحصيل دليل نيست .
ماده 359 - رسيدگي به دلائل درصورتي كه صحت آن بين طرفين مورداختلاف باشدبه درخواست يكي ازطرفين يابنظر دادگاه بعمل مي آيد.
ماده 360 - رسيدگي به دلائل در جلسه دادرسي بعمل مي آيدبه استثناي مواردي كه موافق قانون رسيدگي رامي توان به يكي ازكارمندان اصلي دادگاه يا كارمندعلي البدل محول كرد.
ماده 361 - تاريخ وم حل رسيدگي بطرفين اطلاع داده مي شودوطرفين مي توانندشخصاحاضرشوندياوكيل بفرستند.
ماده 362 - عدم حضوراصحاب دعوي پس ازاطلاع مانع ازاجراي تحقيقات ورسيدگي نمي شودمگرآنكه حضورآنان را دادگاه وياكسي كه ازطرف دادگاه ماموراست براي تشخيص وياتصديق موضوعي كه تحت رسيدگي لازم بداند.
ماده 363 - تحقيقات درصورت مجلس نوشته شده وبه امضاي اصحاب دعوي ياوكلاي آنان كه حضورداشته اندمي رسد.
ماده 364 - هرگاه موضوع تحقيقات درمقر دادگاه ديگري واقع است دادگاه مي تواند رونوشت قراررابه دادگاهي كه موضوع تحقيقات درمقرآن واقع است بفرستدبعدازوصول رونوشت قرار ، دادگاه مكلف است تحقيقات لازمه بعمل آورده صورت مجلس تحقيقات رابه دادگاهي كه مشغول رسيدگي به دعوي است بفرستد.
مبحث دوم - راجع به اقرار
ماده 365 - هرگاه كسي اقراربه امري نمايدكه دليل حقانيت طرف است خواستن دليل ديگري براي ثبوت آن لازم نيست .
ماده 366 - اقراراگردرحين مذاكره در دادگاه يادريكي ازلوايحي كه به دادگاه داده شده است بعمل آيداقراردر دادگاه والااقراردرخارج از دادگاه مي باشد.
ماده 367 - اقراركتبي است درصورتي كه دريكي ازاسناديالوايحي كه به دادگاه داده شده است اظهارشده باشدوشفاهي است درصورتي كه درحين مذاكره در دادگاه بعمل آيد.
دراقرارشفاهي طرفي كه مي خواهدازاقرارطرف ديگراستفاده نمايد بايداز دادگاه بخواهدكه اقراردرصورت مجلس قيدشود.
ماده 368 - اقراروكيل بنحوي كه قاطع دعوي باشددرصورتي معتبراست كه دروكالت نامه اوتصريح دراقرارشده باشد.
ماده 369 - ادعاي اقراروكيل درخارج از دادگاه قابل استماع نخواهدبود
1 - درخواست تامين
ماده 224 - ملغي شده .
ماده 225 - مدعي مي تواندقبل ازتقديم دادخواست ياضمن دادخواست راجع به اصل دعوي يادرجريان دادرسي درمواردزيراز دادگاه درخواست تامين خواسته نمايدو دادگاه مكلف به قبول آنست -
1 - دعوي مستندبه سندرسمي باشد.
2 - خواسته درمعرض تضييع ياتفريط باشد.
3 - مدعي خساراتي راكه ممكن است برطرف مقابل واردآيدنقدابه صندوق دادگاه بپردازد.
تعيين ميزان خسارت بنظر دادگاهي است كه درخواست تامين راپذيرفته است درصورتي كه قرارتامين اجراشده ومدعي دراصل دعوي به موجب راي نهائي محكوم به بي حقي شده وجه توديع شده بابت خسارت تامين به محكوم له پرداخت مي شود.
4 - درسايرمواردكه بموجب قانون مخصوص دادگاه مكلف به قبول درخواست تامين باشد.
ماده 225مكرر - دركليه دعاوي مدني اعم ازدعاوي اصلي ياطاري و درخواستهاي مربوط به امورحسبي به استثناءمواردي كه قانون امورحسبي مراجعه به دادگاه مقررداشته است مدعي عليه مي تواندبراي تاديه خساراتي كه ازبابت هزينه دادرسي وحق الوكاله ممكن است مدعي محكوم شوداز دادگاه تقاضاي تامين نمايدو دادگاه درصورتي كه تقاضاي مزبورراباتوجه به نوع ووضع دعوي وسايرجهات موجه بداندقرارتامين صادرمي نمايدوتاوقتي مدعي تامين ندهددادرسي متوقف خواهدماندودرصورتي كه مدت مقرردرقرار دادگاه براي دادن تامين منقضي شودومدعي تامين ندهدبه درخواست مدعي عليه قراررد دادخواست مدعي صادرمي شود.
دردعاوي كه مستندآن چك ياسفته يابرات باشدوهمچنين درمورددعاوي مستندبه اسنادرسمي ودعاوي عليه متوقف ، مدعي عليه نمي تواندبراي تامين خسارات احتمالي خودتقاضاي تامين نمايد.
تبصره - چنانچه بر دادگاه محرزشودكه منظورازاقامه دعوي تاخيردر انجام تعهدياايذاءطرف ياغرض ورزي بوده دادگاه مكلف است درضمن صدور حكم ياقرار ، مدعي رابه تاديه سه برابرهزينه دادرسي به نفع طرف متقابل محكوم نمايد.
ماده 226 - درخواست تامين از دادگاهي مي شودكه صلاحيت رسيدگي به دعوي رادارد.
ماده 227 - درصورتي كه درخواست كننده تامين تاده روزبعدازصدورقرار تامين دادخواست نسبت به اصل دعوي ندهدقرارتامين را دادگاه به درخواست طرف مقابل ملغي مي نمايد.
ماده 228 - نسبت به طلب يامال معيني كه هنوزموعدتسليم آن نرسيده ، درصورتي كه حق ، مستندبه سندرسمي ودرمعرض تضييع ياتفريط باشدمي توان درخواست تامين نمود.
ماده 229 - بعدازصدورحكم نيزممكن است محكوم له درخواست تامين محكوم به نمايدهرچندحكم غيابي باشدواين درخواست از دادگاهي مي شودكه حكم راصادركرده است .
ماده 230 - درخواست تامين درصورتي پذيرفته مي شودكه ميزان خواسته معلوم ياعين معين باشد.
ماده 231 - هرگاه دعوي راجع به داورشده باشددرخواست تامين از دادگاهي مي شودكه دعوي درآن اقامه ورجوع به داورشده است .
مواد232 - 233 - ملغي شده .
ماده 234 - درصورتي كه درخواست تامين شده باشدمديردفترمكلف است پرونده رافورابنظر دادگاه برساندو دادگاه بدون اخطاربطرف فورابه دلائل درخواست كننده رسيدگي نموده قرارردياقبول درخواست تامين راصادر مي نمايد.
ماده 235 - قرارتامين بطرف ابلاغ ومشاراليه حق داردظرف ده روزبه قرارنامبرده اعتراض نمايدو دادگاه درمحاكمات عادي پس ازمبادله ودر محاكمات اختصاري دراولين جلسه به اعتراض رسيدگي نموده ونسبت به آن تعيين تكليف مي نمايد.
ماده 236 - قرارتامين بايدبه مدعي عليه فورا ابلاغ وپس ازآن اجراشود ، جزدرمواردي كه ابلاغ فوراممكن نباشدوتاخيراجراباعث تضييع ياتفريط خواسته گرددكه دراين صورت قرارتامين اجراوپس ازآن ابلاغ مي شود.
ماده 237 - درصورتي كه موجب تامين مرتفع گردد دادگاه به درخواست مدعي عليه قراررفع تامين خواهددادودرصورت صدورحكم به بطلان دعواي مدعي ، تامين طبعامرتفع مي شود.
ماده 238 - قرارقبول ياردتامين قابل پژوهش و فرجام نيست .
ماده 239 - درصورتي كه درخواست كننده تامين بموجب حكم نهائي محكوم به بطلان دعوي شود ، طرف اوحق خواهدداشت خسارتي راكه ازتامين واردشده است مطالبه كند.
2 - دراقسام تامين
ماده 240 - تامين عبارت است از - توقيف اموال اعم ازمنقول وغير منقول .
ماده 241 - اگرخواسته يامحكوم به ، عين معين وتوقيف آن ممكن باشد دادگاه نمي تواندمال ديگري رابعوض آن توقيف كند.
ماده 242 - درصورتي كه خواسته يامحكوم به ، عين معين نبوده وياعين معين بوده ولي توقيف آن ممكن نباشد دادگاه معادل قيمت خواسته يامحكوم به ، از سايراموال مدعي عليه يامحكوم عليه توقيف مي كند.
ماده 243 - مدعي عليه يامحكوم عليه مي تواندبعوض مالي كه دادگاه مي خواهدآن راتوقيف كندوياتوقيف كرده است وجه نقديابرگهاي بهاداربه ميزان همان مال درصندوق دادگستري يايكي ازبانكهاي معتبر ، وديعه بگذارد ونيزمي توانددرخواست تبديل مالي راكه توقيف شده است به مال ديگربنمايد مشروط به اينكه مالي كه پيشنهادمي شودازحيث قيمومت وسهولت فروش از مالي كه قبلاتوقيف شده است كمترنباشدونيزمي تواندبادادن ضامن معتبر درخواست رفع توقيف نمايد.
درمواردي كه عين خواسته يامحكوم به توقيف شده باشدتبديل تامين منوط به رضايت مدعي يامحكوم له است .
ماده 224 - ضامني كه بموجب ماده قبل داده مي شودممكن است يك ياچند نفرباشدودرصورت تعددضامن هريك ازآنهابايدصريحاقيدكندكه چه مقداراز خواسته راضمانت مي كند.
ماده 245 - ضمانت اشخاص مذكوردرزيربدون رضايت طرف قبول نمي شود -
1 - مامورين دولت وشهرداريها.
2 - اشخاصي كه مصونيت ازتوقيف دارند.
3 - وكلاي دادگستري براي موكلين خود.
ماده 246 - درخواست تبديل تامين از دادگاهي مي شودكه قرارتامين را داده است .
ماده 247 - كسي كه ضامن مي دهدبايدضامن رادر دادگاه حاضركرده يا ضمانت نامه اي كه دردفتراسنادرسمي ثبت شده است به دادگاه تقديم كند - ضامن دهنده مكلف است درصورت درخواست طرف ، اعتبارضامن وياضامنهاي خودرادر دادگاه ثابت كند.
درصورتي كه يكي ازبانكهاي معتبرياشركتهاي بازرگاني معتبر ، ضمانت كنندوامضاءومهربانك ياشركت درنظر دادگاه معروف باشد ، حضوردر دادگاه ياتنظيم ضمانت نامه رسمي لازم نيست .
ماده 248 - بعدازمعرفي ضامن يارسيدضمانت نامه دادگاه روزي رامعين مي كندكه طرفين در جلسه دادگاه حاضرشده ، درباب پذيرفتن ضامن مذاكره نمايد واين اقدام بايدفورادر جلسه فوق العاده وخارج ازنوبت بعمل آيد.
ماده 249 - اگردرخواست كننده تامين ياوكيل اودرروزمعين حاضرنشوند دادگاه مي تواندضمانتي راكه براي تامين كليه ياقسمتي ازخواسته كافي مي داندقبول كند.
ماده 250 - ضمانت ضامني كه شخصادر دادگاه حاضرمي شوددرصورت مجلس قيدوبه امضاي اوميرسد - اين ضمانت نامه اثرضمانتي راداردكه بموجب سند رسمي بعمل آمده باشد.
ماده 251 - پس ازقطعيت حكم وصدوربرگ اجرائي برگ نامبرده به محكوم عليه وكسي كه براي تامين خواسته يامحكوم به ، ضمانت كرده ابلاغ مي شودوهرگاه محكوم عليه درظرف ده روزپس از ابلاغ برگ اجرائي مفادحكم رااجراننموده ، محكوم به ازضامن به ترتيبي كه براي اجراي احكام مقرراست وصول مي شود.
3 - توقيف اموال غيرمنقول
ماده 252 - دفتر دادگاه مكلف است درظرف دوروز رونوشت قرار دادگاه رادرباب توقيف مال غيرمنقول به اداره ثبت اسنادواملاك م حل وقوع ملك ارسال دارد ، درقرارنامبرده بايدنام ونام خانواده وسايرمشخصات مدعي عليه وميزان خواسته ونوع وسايرمشخصات ملك توقيف شده صريحاقيدگردد.
هرگاه ملك بموجب دفتراملاك ، بنام غيرمدعي عليه ثبت شده باشدياآن كه غيرمدعي عليه درخواست ثبت كرده ويامدعي عليه درخواست ثبت نموده ولي مورداعتراض ديگري واقع شده باشداداره ثبت بايددرظرف دوروزآن را به دفتر دادگاه اطلاع دهد.
بعدازرفع توقيف رونوشت قرار دادگاه دايربه رفع توقيف رادفتر دادگاه به اداره ثبت اسنادواملاك مي فرستدتادردفتراملاك قيدشود.
ماده 253 - توقيف اموال غيرمنقول به مجرد ابلاغ قرار دادگاه به مدعي عليه ياثبت قرار دادگاه دراداره ثبت املاك م حل حاصل مي شود.
توقيف مال غيرمنقول موجب توقيف محصول آن نيست .
ماده 254 - توقيف محصول املاك وباغهااگرچه محصول عين خواسته باشد قبل ازبرداشت وتعيين سهم مدعي عليه ممنوع است مگردرمواردي كه ساير دارائي منقول وغيرمنقول مدعي عليه براي تامين خواسته كفايت نكندويامدعي عليه به توقيف عين محصول رضايت دهد.
درصورتي كه مدعي نتواندبراي طرف دارائي ديگري ارائه دهدوبدين جهت محصول ملك ياباغ قبل ازبرداشت وتعيين سهم ، توقيف شودمدعي عليه حق دارد درخواست توقيف مال ديگرنموده يامطابق مقررات فوق ضامن بدهدوقبول اين درخواست الزامي است .
ماده 255 - درمواردي كه مطابق ماده فوق ممكنست محصول توقيف شود بطريق زيرعمل خواهدشد -
اگرمحصول جمع آوري شده باشدسهم مدعي عليه پس ازوضع هزينه معموله زراعتي ازقبيل علوفه عوامل وبذروهزينه تنقيه قنات وهزينه عادي رودخانه به اندازه اي كه به سهم مدعي عليه تعلق مي گيردبطوري كه براي توقيف اموال منقوله مقرراست توقيف خواهدگرديدهرگاه محصول جمع آوري نشده باشد برداشت محصول خواه دفعتاباشدخواه به دفعات باحضورماموراجرابعمل خواهدآمد.
مامورنامبرده حق هيچگونه مداخله درامربرداشت محصول نداشده وفقط براي تعيين ميزان محصولي كه جمع آوري مي شودحضورپيداخواهدكرد ، مدعي يا نماينده اونيزدرموقع برداشت محصول حق حضورخواهدداشت پس ازبرداشت هر قسمت ازمحصول توقيف آن مطابق مقررات فوق بعمل خواهدآمد.
ماده 256 - هرگاه ميزان هزينه معموله زراعتي بين مدعي عليه وطرف اودر صورت حاضرنبودن طرف بين مدعي عليه وماموراجرااختلاف باشد ، حداقل ميزان هزينه مزبورراموضوع وبقيه راتوقيف مي شودتا دادگاهي كه قرارتوقيف صادر كرده تصميم قطعي اتخاذنمايد.
ماده 257 - درصورتي كه محصول قبلافروخته شده وبهاي آن درموقع توقيف هنوزپرداخت نشده باشدبهانزدخريدارتوقيف گرديده واقساطآن درموقع وصول درصندوق دادگستري توقيف خواهدشد.
ماده 258 - هرگاه ملكي كه عين مدعي به است توقيف شودمدعي عليه حق نداردابنيه آنراخراب كنديااشجارآن رابيندازدمگربه اندازه اي كه براي حفظ ملك ازخرابي لازم است .
4 - توقيف اموال منقول
ماده 259 - توقيف اموال منقول به ترتيبي بايدبعمل آيدكه درقوانين مربوط به اجراي احكام مصرح است .
ماده 260 - مهروموم كردن اموال منقول ياسپردن آن بخودمدعي عليه يا سپردن آن به شخص ثالث منوط بنظر دادگاه وبارضايت مدعي سپردن آن به مدعي عليه الزامي است .
ماده 261 - درصورتي كه اموال توقيف شده مهروموم شده باشدشكستن يامحو كردن مهرممنوع است .
ماده 262 - توقيف عين اموال ضايع شدني ممنوع است ، اين اموال به فروش رسيده وبهاي آن توقيف خواهدشد.
5 - مقررات مشتركه وتوقيف طلب
ماده 263 - درهرموردكه مالي اعم ازمنقول وغيرمنقول توقيف شودوبيم آن رودكه ادامه توقيف عين مال موجب ضايع شدن مال ياتنزل بهاي آن خواهدبود هريك ازطرفين حق درخواست فروش داردولي هرگاه طرف ديگرموافق بافروش نبوده وضرري راكه ازنفروختن مال ممكنست ناشي شودتامين نمايدمطابق نظراو عمل خواهدشد - درصورت فروش ، ماموراجرانظارت داشته وبهاي آن درصندوق دادگستري توقيف خواهدگرديد - مدعي نيزحق نظارت درفروش دارد.
ماده 264 - هرگونه نقل وانتقال نسبت به عين اعم ازمنقول ياغيرمنقول ومنافع (درصورتي كه منافع توقيف شده باشد)ممنوع است وترتيب اثربر انتقال مزبورمادام كه توقيف باقي است داده نخواهدشدمگردرصورت اجازه كسي كه آن مال يامنافع براي حفظ حق اوتوقيف شده است .
ماده 265 - هرگاه مدعي عليه ياضامن اوبراي اجراي قرارتامين مال متعلق به غيررامال خودمعرفي كنندونسبت به آن مال عملياتي شود ، مدعي مسئول خسارت وارده برصاحب مال نخواهدبودوصاحب مال فقط به كسي كه مال اورامال خودمعرفي كرده حق رجوع خواهدداشت .
ماده 266 - هرگاه اموال ياوجوهي كه توقيف مي شودنزدشخص ثالث باشد ياموردتوقيف طلبي باشدكه مدعي عليه ازشخص ثالث دارد رونوشت قرار توقيف به شخص مزبور ابلاغ ودرنسخه ثاني آن رسيددريافت مي شودومراتب فورابه مدعي عليه نيزاخطارمي گردد.
ماده 267 - هرگاه شخص ثالث منكروجودتمام ياقسمتي ازمال ياطلب باشدبايددرظرف ده روزاز تاريخ ابلاغ قرارتوقيف مراتب رابه دادگاهي كه قرارصادركرده اطلاع دهدوالامسئول پرداخت طلب ياتسليم مال خواهدبود.
ماده 268 - هرگاه درخواست كننده تامين ، ثابت نمايدكه درحين ابلاغ قرارتوقيف به شخص ثالث ، مال ياطلب نزدشخص ثالث وجودداشته وبرخلاف واقع منكرشده است وياآنكه شخص ثالث ازتسليم مال ياطلبي كه درنزداو توقيف شده است امتناع نمايددايره اجراءعين يامعادل مال ياطلب توقيف شده راازاموال شخصي اواستيفاءخواهدكردودرصورتي كه دسترسي به اموال او نباشدتاموقعي كه حقوق تضييع شده طرف راجبران ننموده درتوقيف خواهد ماند.
ماده 269 - درخواست كننده تامين دراستيفاءطلبش ازمال موردتامين برسايرطلبكاران حق تقدم دارد.
مبحث پنجم - درورودشخص ثالث
ماده 270 - هرگاه شخص ثالثي درموضوع دادرسي اصحاب دعوي اصلي براي خودمستقلاحقي قائل باشدوخودراذينفع درمحق شدن يكي ازطرفين بداندمي تواند مادام كه اعلان ختم دادرسي نشده است وارد دعوي گردداعم ازاينكه دعوي در مر حله نخستين مطرح باشدويادرمر حله پژوهش دراين صورت شخص نامبرده بايد به دادگاهي كه دعوي درآنجامطرح است دادخواست داده ودر دادخواست منظور خودراصريحاقيدنمايد.
ماده 271 - هريك ازطرفين دعوي مي توانندبه ورودشخص ثالث در دعوي ايرادكنددراينصورت دادگاه بايدقيل ازرسيدگي به دعوي ، تكليف ايراد مذكوررامعين نمايدچنانچه قراررد دعوي شخص ثالث صادرشوداين قرارقطعي خواهدبود.
هرگاه بر دادگاه ثابت شودكه دعوي ثالث به منظورتباني وياتاخير رسيدگي است مي تواند دعوي ثالث رااز دعوي اصلي تفكيك نموده وبهريك عليحده رسيدگي كند ، چنانچه بر دادگاه محرزشودكه دعوي ثالث باتباني بايكي ازطرفين دعوي براي اطاله رسيدگي اقامه شده درصورت محكوميت ثالث به بي حقي ، دادگاه مكلف است علاوه برخسارات قانوني اورابه دوبرابرهزينه دادرسي بنفع دولت محكوم نمايد.
ماده 272 - ردياابطال دادخواست ويارد دعوي شخص ثالث مانع ازورود اودرمر حله پژوهشي نيست .
ماده 273 - دادخواست وسايرترتيبات دادرسي ، درموردورودشخص ثالث درهرمر حله ، اعم ازنخستين ياپژوهش مطابق مقررات عمومي راجع به آن مر حله است .
مبحث ششم - درجلب شخص ثالث
ماده 274 - هريك ازاصحاب دعوي كه جلب شخص ثالثي رالازم بداند مي تواندبموجب دادخواست از دادگاه درخواست جلب آن شخص رابنمايداعم ازاينكه دعوي درمر حله نخستين باشدياپژوهش .
ماده 275 - دادخواست جلب شخص ثالث دردادرسي هاي عادي ازمدعي عليه تاموعدآخرين لايحه كه مي دهندپذيرفته مي شود.
ماده 276 - دردادرسي هاي اختصاري هرگاه يكي ازاصحاب دعوي بخواهد درخواست جلب ثالث نمابدبايدتاآخر جلسه اول اظهاركرده و دادخواست آن رادرظرف سه روزپس از جلسه به دفتر دادگاه بدهد.
ماده 277 - ملغي شده .
ماده 278 - دادخواست جلب شخص ثالث و رونوشت مدارك ولوايح بايد به عده اطراف دعوي بعلاوه يك نسخه باشد.
ماده 279 - جريان دادرسي درموردجلب شخص ثالث مانندجريان دادرسي اصلي است .
ماده 280 - درمحاكمات اختصاري درصورتي كه ازموقع تقديم دادخواست تا جلسه دادرسي كه معين شده مدت براي فرستادن دادخواست و رونوشت مدارك براي اطراف دعوي كافي نباشدمديردفتربااجازه دادگاه جلسه دادرسي را تغييرداده وبه اطراف دعوي ابلاغ مي نمايد.
ماده 281 - شخص ثالثي كه جلب مي شودمدعي عليه محسوب وتمام مقررات راجعه به مدعي عليه درباره اوجاري است هرگاه بر دادگاه محرزشودكه جلب ثالث به منظورتباني وياتاخيررسيدگي است مي تواند دادخواست جلب ثالث رااز دادخواست اصلي تفكيك نموده بهريك عليحده رسيدگي كند ، چنانچه بر دادگاه محرزشودكه جلب شخص ثالث باتباني مجلوب براي اطاله رسيدگي اقامه شده درصورت محكوميت جالب به بيحقي دادگاه مكلف است علاوه بر خسارات قانوني ، اورابه دوبرابرهزينه دادرسي به نفع دولت محكوم نمايد.
ماده 282 - هرگاه شخص ثالث درموعدمقررپاسخ نداديادرروز جلسه حاضر نشده طرفي كه خواستارجلب شده مي توانددرحين جريان دادرسي اصلي ياپس از ختم آن باهمان دادخواست كه داده است رسيدگي به دعوي رامستقلابخواهد.
ماده 283 - قراررد دادخواست جلب فقط باحكم راجع به اصل دعوي قابل پژوهش است درصورتي كه قراردرمر حله پژوهش فسخ شود ، رسيدگي پس ازفسخ قراربادعواي اصلي در دادگاهي كه رسيدگي پژوهشي مي نمايد ، بعمل مي آيد.
مبحث هفتم - دعوي متقابل
ماده 284 - مدعي عليه حق دارددرمقابل ادعاي مدعي اقامه دعوي كندوچنين دعوي رادرصورتي كه با دعوي اصلي ناشي ازيك منشاءيابا دعوي نامبرده ارتباط كامل داشته باشد دعوي متقابل نامندوبه آن دعوي درهمان دادگاه با دعوي اصلي رسيدگي مي شود ، مگراينكه دعوي متقابل ازصلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشد.
بين دو دعوي وقتي ارتباط كامل موجوداست كه اتخاذتصميم درهريك موثردرديگري باشد.
ماده 285 - دعوي متقابل بموجب دادخواست اقامه مي شودليكن دعوي تهاتروصلح وفسخ وردخواسته وامثال آن كه براي دفاع از دعوي اصلي اظهارمي شود دعوي متقابل محسوب نبوده ومحتاج به دادخواست عليحده نيست .
ماده 286 - درصورتي كه ادعاي مدعي عليه درمقابل دعوي مدعي متقابل نباشدبه درخواست مدعي دادگاه به آن دعوي عليحده رسيدگي مي كندواگررسيدگي به دعوي ازصلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشدعدم صلاحيت خودرادررسيدگي نسبت به دعوي نامبرده اعلام مي دارد.
ماده 287 - اگر دعوي اصلي در دادگاه بخش اقامه شده ورسيدگي به دعوي متقابل ازصلاحيت دادگاه بخش خارج باشد دادگاه بخش هردو دعوي رابه دادگاه شهرستان صلاحيتداراحاله خواهدنمود.
ماده 288 - دادخواست دعوي متقابل دردادرسي هاي عادي بايددرموقع تقديم اولين لايحه پاسخنامه مدعي عليه ودردادرسيهاي اختصاري تااولين جلسه دادرسي داده شود.
ماده 289 - دردادرسي هاي اختصاري اگرمدعي عليه دعوي متقابل رادر جلسه دادرسي اقامه نمايدمدعي مي تواندبراي تهيه پاسخ وادله خودتاخير جلسه را بخواهد.
مبحث هشتم - توقيف وتعقيب وبطلان
دادرسي واسترداد دعوي
ماده 290 - توقيف دادرسي درمواردزيربعمل مي آيد -
1 - ملغي شده .
2 - درصورتي كه يكي ازاصحاب دعوي ياوكيل آنان فوت نمايديامحجور شودوياوكيل به جهتي ازدادرسي ممنوع شود.
3 - درصورتي كه سمت يكي ازاصحاب دعوي كه به آن سمت داخل دادرسي شده بوده ، زائل گردد.
ماده 291 - درموردماده فوق اگردادرسي به مر حله صدورحكم رسيده باشد ، دادگاه حكم خواهدداد.
ماده 292 - درموقع توقيف يازنداني شدن يكي ازاصحاب دعوي ياعزيمت به م حل ماموريت نظامي ياماموريت دولتي يامسافرت ضروري دادرسي توقيف نمي شودولي دادگاه مهلت كافي براي تعيين وكيل به آنان مي دهد.
ماده 293 - درصورت توقيف دادرسي دادگاه مي تواندخواسته راموافق قانون تامين نمايد.
ماده 294 - ملغي شده .
ماده 295 - تعقيب دادرسي درهمان دادگاهي بعمل مي آيدكه توقيف شده است .
ماده 296 - ملغي شده .
ماده 297 - درموردبند(2)ازماده 290درصورت فوت ياحجرياممنوعيت وكيل ، دادگاه به موكل اطلاع مي دهدتابرحسب موردشخصابراي دادرسي حاضرشود وياوكيل ديگربه محكمه معرفي كندودرصورت فوت يكي ازاصحاب دعوي دادگاه بطرف ديگراخطارمي نمايدكه جانشين متوفي راتعيين نمايدوپس ازتعيين جانشين برگهاي لازم به ورثه ، وصي ، ولي ياقيم درصورتي كه وارث محجورباشد ابلاغ مي شودودرصورت حجريكي ازاصحاب دعوي برگهاي لازم به نماينده قانوني او ابلاغ مي گرددودرموردبند(3)ماده 290برگهاي لازم به كسي كه بجاي شخص سابق كه سمت اوزايل شده ، معين گرديده است ابلاغ ميشود.
ماده 298 - مادام كه دادرسي به مر حله صدورحكم نرسيده مدعي مي تواند دعوي خودرااستردادكنددراين صورت به درخواست مدعي عليه به تاديه خسارات مدعي عليه محكوم مي شود.
استرداد دعوي دردادرسيهاي عادي پس ازمبادله لوايح ودراختصاري پس ازختم مذاكرات طرفين درموردي ممكن است كه يامدعي عليه راضي باشدويامدعي از دعوي خودبكلي صرفنظركنددرصورت اخير دادگاه قرارسقوط دعوي راخواهد داد.
مبحث نهم - درخواست ارائه سندازطرف
ماده 299 - هرگاه يكي ازطرفين سندي ابرازكندكه درآن سندبه سندديگر رجوع شده ومربوط به دادرسي باشدطرف مقابل حق داردابرازسندديگررا بخواهد.
ماده 300 - هرگاه سندمعيني كه مدرك ادعايااظهاريكي ازطرفين است در نزدطرف ديگربه درخواست طرف بايدآن سندابرازشود.
هرگاه طرف مقابل بوجودسنددرنزدخوداعتراف كندولي ازابرازآن امتناع نمايد دادگاه مي تواندآن راازجمله دلائل مثبته بداند.
ماده 301 - هرگاه يكي ازطرفين به دفاتربازرگاني طرف ديگراستناد كند ، دفاترنامبرده بايددر دادگاه ابرازشود - درصورتي كه ابرازدفاتردر دادگاه ممكن نباشد دادگاه كارمندي رامامورمي نمايدكه باحضورطرفين دفاتر رامعاينه وآنچه لازم است خارح نويس نمايد.
هيچ بازرگاني نمي تواندبه عذرنداشتن دفترازابرازوياارائه دفاتر خودامتناع كندمگراينكه ثابت نمايدكه دفتراوتلف شده يادسترسي به آن ندارد.
ماده 302 - هرگاه بازرگاني كه به دفاتراواستنادشده است ازابراز دفاترخودامتناع نمايدوتلف ياعدم دسترسي به آن راهم نتواندثابت كند دادگاه مي تواندآن راازادله مثتبه اظهارطرف قراردهد.
ماده 303 - هرگاه ابرازتمام ياقسمتي ازسنديااظهارعلني مفادآن در دادگاه بامنافع يكي ازاصحاب دعوي وياشخص ثالثي منافي بوده ويابرخلاف نظم ويامنافع عمومي باشددادرس دادگاه ياكارمندعلي البدل يامديردفتر به تعيين دادگاه درحضورطرف ياطرفين آن سندرامعاينه وفقط آنچه راكه لازم وراجع به مورداختلاف است خارج نويس مي نمايد.
ماده 304 - هرگاه سنديااطلاعات ديگري كه راجع به موردنزاع است در ادارات دولتي ياشهرداريهاياموسساتي كه باسرمايه دولت تاسيس واداره مي شوندبه استثناءبانكهاوجودداشته باشدو دادگاه آن راموثردرتشخيص حق بداندبه درخواست اصحاب دعوي نامه اي به اداره مربوطه نوشته ارسال رونوشت سنديااطلاع لازم راباذكرموعددرخواست مي كند.
اداره مربوطه مكلف است فورادرخواست دادگاه راانجام دهدمگراين كه ابرازسندمنافي مصالح سياسي كشوري وياانتظامات عمومي باشدكه دراين صورت اداره مزبوربايدپاسخ منفي راباتوضيح به دادگاه فرستاده و رونوشت آن رابراي دادستان شهرستان آن حوزه ارسال دارد ، دراين صورت دادستان پس ازرسيدگي ، وزيردادگستري راازمراتب مطلع وچنانچه وزيردادگستري موافقت نمودجوازعدم ابرازسندمحرزخواهدشدوالابايدسندارائه شودوكسي كه مسئوليت عدم ابرازسندباوجودلزوم ابرازآن متوجه اواست ازخدمت منفصل خواهدشدهرگاه تهيه رونوشت اسناددرادارات مستلزم هزينه اي باشد بعهده هريك ازاصحاب دعوي است كه به درخواست او دادگاه سندراازادارات خواسته است .
تبصره 1 - قسمت اخيرماده 303درمورداين ماده نيزرعايت خواهدشد.
تبصره 2 - ادارات دولتي وشهرداريهاوموسسات مذكوردراين ماده در صورتي كه خودنيزطرف دعوي باشندملزم به رعايت مفاداين ماده مي باشند.
ماده 305 - هرگاه ابرازاصل سندلازم باشدادارات بعدازوصول نامه دادگاه اصل سندرامستقيمابخود دادگاه مي فرستندفرستادن دفاترامورجاريه به دادگاه لازم نيست - مستخرجه ازآن دفاتردرصورتي كه مصدق به تصديق اداره باشدكافي است .
ماده 306 - هرگاه يكي ازاصحاب دعوي ازبابت دعوي جنحه وجنايت ادعاي خسارت نمايدورجوع به پرونده آن جنحه وجنايت لازم باشدبايدپرونده نامبرده به دادگاهي كه پرونده راخواسته است فرستاده شود.
ماده 307 - هرگاه يكي ازاصحاب دعوي استنادبه پرونده دعواي مدني ديگري نمايد دادگاه به درخواست استنادكننده تصديقي به اوميدهدكه رونوشت موارداستناددرمدت معيني به اوداده شودودرصورت لزوم دادگاه مي تواندپرونده مورداستنادراخواسته وملاحظه نمايد.
ماده 308 - هرگاه ادارات نتوانددرموعدي كه دادگاه معين كرده است اسنادواطلاعات لازمه رابدهندبايددرپاسخ دادگاه بنويسندكه براي چه تاريخ اسنادواطلاعات راخواهندداد.
مبحث دهم - درخواست اصل اسنادي كه طرف
رونوشت آنهاراارائه داده
ماده 309 - هرگاه يكي ازطرفين درضمن مبادله لوايح كتبي لازم دانست اصل اسنادطرف مقابل راببيندبايدتاسه روزپس از ابلاغ رونوشت سندي كه به رويت اصل آن احتياج است به دفتر دادگاه اطلاع بدهدومديردفترمكلف است روزپنجم پس ازاين اطلاع رابراي ارائه سندمعين كرده وبطرفين اطلاع دهداين اطلاع منتهي بايددرظرف دوروزبطرفين ابلاغ شودكسي كه اصل سندمورداحتياج رابايدارائه دهدمكلف است كه درروزمعين اصل سندرابه دفترآورده واواول وقت تاآخرين ساعت اداري دفتردرآنجابگذاردمگراينكه ازاستنادبه آن صرفنظركند.
درصورتي كه يكي ازطرفين ياهردودرمقر دادگاه نباشندمدت قانوني مسافت رعايت خواهدشد.
ماده 310 - هرگاه طرفي كه درخواست رويت اصل سندراكرده درروزمعين حاضرنشده ودرموعدمقرربراي پاسخ كتبي پاسخ نداديادرخواست ارائه اصل را تكراركرد دادگاه اورادرحكم كسي قرارمي دهدكه درموعدمقررپاسخ كتبي نداده .
ماده 311 - هرگاه كسي كه بايداصل سندارائه بدهددرروزمعين به ترتيب فوق سندراحاضرنكرد ، سندمزبورازعداددلائل اوخارج مي شودوپس ازتكميل مبادله لوايح درصورتي كه تقاضاكننده ارائه اصل سند ، مدعي باشد دادگاه راي مقتضي صادرمي كندوچنانچه مدعي عليه باشد دادگاه درصورتي كه بتواندراي مي دهدوالا دادخواست مدعي راابطال مي كند.
ماده 312 - هرگاه درمواردي كه بموجب ماده قبل بايداصل سندرادرروز معين به دفترآورديابراي رويت اصل دردفترحاضرشد ، طرف درروزمعين اصل را نياورديابراي رويت حاضرنشدوعذرموجهي داشت بايدعذرخودرابادلائل موجه بودن تادوروزپس ازروزي كه معين شده بوده به دادگاه كتبااطلاع دهددادرس دادگاه بايددرظرف دوروزتصميم خودراراجع به موجه بودن يانبودن عذراظهار نمايد.
هرگاه دادگاه عذرراموجه ديدبايدپنجمين روزپس از تاريخ تصميم را براي ارائه سندمعين نمايد ، مگراينكه عذرموجه طوري باشدكه تاروزپنجم رفع ممكن نباشددراين صورت روزي كه رفع عذررادرآن روزمي توان پيش بيني كرد دادرس دادگاه براي ارائه سندوقت معين مي كند - مديردفتراين وقت رادر ظرف دوروزبطرفين ابلاغ خواهدكرد.
ماده 313 - هرگاه كسي كه بايدسندراارائه دهددسترسي به آن نداشته و براي بدست آوردن محتاج به مهلتي باشدبايدقبل ازانقضاي موعدبراي بدست آوردن سنداز دادگاه استمهال كنددرصورتي كه دادگاه آن استمهال رامبني بر طفره وتعلل نديدبه قدركافي مهلت خواهددادوروزارائه سندرابطرفين اطلاع مي دهد.
ماده 314 - هرگاه دروزمعين اصل سنددردفترحاضرنبودوموافق موادفوق دادگاه مهلت داده وروزديگري براي ارائه سندمعين كرد ، كسي كه درخواست ارائه اصل سندراكرده تادوروزپس ازموعدرويت بايدپاسخ كتبي خودرابه دفتر دادگاه برساند.
فصل نهم - قواعداختصاصي دادگاههاي بخش
مبحث اول - تامين دليل
ماده 315 - درمواردي كه تحقيق م حلي واستطلاع ازمطلعين واستعلام از كارشناسان ويااستفاده ازقرائن وامارات موجوده درم حل ويااستفاده از دلائلي كه درنزدطرف ياغيراست اقتضاءداردويامستند دعوي دفاتربازرگاني وامثال آنست اشخاصي كه ظنين هستندبراينكه استفاده ازدلائل مذكوربعدها متعذريامتعسرخواهدشدمي تواننداز دادگاه درخواست تامين آنهارابنمايد ومقصودازتامين دراين موردفقط ملاحظه وصورت ثبت برداشتن اينگونه دلائل است ، تامين دليل نسبت به دلائل موجودنزدطرف ياغيردرصورتي بعمل مي آيد كه ازطرف امتناع ومعارضه نشود.
ماده 316 - درخواست تامين دليل درحين دادرسي وقبل ازاقامه دعوي ممكن است .
ماده 317 - درخواست تامين دليل راجع است به دادگاه بخشي كه موضوع تامين درحوزه آن واقع است .
ماده 318 - درخواست تامين دلائل چه كتبي وچه شفاهي بايدحاوي نكات زيرباشد -
1 - نام وشهرت درخواست كننده وطرف او.
2 - ذكرموضوع دعوائي كه براي اثبات آن درخواست تامين دليل مي شود.
3 - اوضاع واحوالي كه موجب درخواست تامين دليل شده است .
ماده 319 - دادگاه ، طرف مقابل رابراي تامين دليل احضارمي كندولي عدم حضوراومانع ازتامين نيست .
دراموري كه فوريت داشته باشد دادگاه بدون احضارطرف اقدام به تامين مي نمايد.
ماده 320 - تامين دليل را دادگاه مي تواندبه كارمندعلي البدل يامدير دفتررجوع نمايد.
ماده 321 - درمواردي كه درخواست كننده تامين دلائل طرف خودرامعين نكرده باشد ، اجراي آن درصورتي بعمل مي آيدكه ازبراي درخواست كننده ممكن نباشدطرف خودرامعين نمايد.
ماده 322 - تامين دلائل براي حفظ آنست وبهيچوجه دلالت نمي كندبراين كه دلائلي كه تامين شده معتبرودردادرسي مدرك ادعاي صاحب آن خواهدبود.
مبحث دوم - درتصرف عدواني وممانعت
ازحق ورفع مزاحمت
ماده 323 - دعوي تصرف عدواني عبارتست از -
دعوي متصرف سابق كه ديگري بدون رضايت اومال غيرمنقول راازتصرف اوخارج كرده ومتصرف سابق اعاده تصرف خودرانسبت به آن مال درخواست مي نمايد.
ماده 324 - دعوي ممانعت ازحق عبارتست از -
دعوي كسي كه رفع ممانعت ازحق ارتفاق ياانتفاع خودرادرملك ديگري بخواهد.
ماده 325 - دعوي مزاحمت عبارت است از -
دعوائي كه بموجب آن متصرف مال غيرمنقول درخواست جلوگيري از مزاحمت كسي رامي نمايدكه نسبت به متصرفات اومزاحم است بدون اينكه مال راازتصرف متصرف خرج كرده باشد.
ماده 326 - در دعوي تصرف عدواني مدعي بايدثابت كندكه مورد دعوي قبل ازخارج شدن ملك ازتصرف مدعي لااقل يكسال درتصرف اوبوده وبدون رضايت وبه غيروسيله قانوني ازتصرف اوخارج شده وبيش ازيكسال از تاريخ تصرف عدواني نگذشته است .
ماده 327 - در دعوي ممانعت ازحق ، مدعي بايدثابت كندكه قبل از تاريخ ممانعت لااقل يكسال درآن حق متصرف بوده وبيش ازيكسال از تاريخ ممانعت نگذشته است .
ماده 328 - در دعوي مزاحمت مدعي بايدثابت كندكه لااقل يك سال مورد دعوي درتصرف اوبدون مزاحمت بوده واز تاريخ ابتداءمزاحمت بيش ازيكسال نگذشته است .
ماده 329 - درموردموادفوق مدعي مي تواندازتصرف كسي كه ملك ياحق مورد دعوي راازاوانتقال گرفته استفاده نمايد.
ماده 330 - درمورد دعوي تصرف عدواني و دعوي ممانعت ازحق وهمچنين در مورد دعوي مزاحمت ، هرگاه مدعي عليه ادعاي مالكيت خودياانكارمالكيت و استحقاق مدعي رانمايد دادگاه واردرسيدگي به دلائل مالكيت نمي شودوفقط درخصوص تصرف عدواني وممانعت ومزاحمت تحقيق مي نمايدودرموردتصرف عدواني مورد دعوي رابه تصرف متصرف اول مي دهدودرموردممانعت حكم به عدم ممانعت ازحق ودرموردمزاحمت حكم به رفع مزاحمت خواهددادومدعي مالكيت مي توانددر دادگاه صلاحيتداربراي اثبات مالكيت خوداقامه دعوي نمايد.
ماده 331 - دعاوي مذكوردرموادفوق درصورتي كه مخالف باسندمالكيت باشدپذيرفته نمي شود.
ماده 332 - كسي كه راحع به مالكيت يااصل ارتفاق وانتفاع اقامه دعوي كرده است نمي تواندتصرف عدواني وممانعت ازحق طرح دعوي نمايد.
ماده 333 - هرگاه درملك موردتصرف عدواني متصرف پس ازتصرف عدواني غرس اشجاريااحداث بناكرده باشداشجاروبنادرصورتي باقي مي ماند كه متصرف عدواني مدعي مالكيت موردحكم تصرف عدواني باشدودرظرف يكماه از تاريخ اجراي حكم درباب مالكيت به دادگاه صلاحيتدار دادخواست بدهد.
ماده 334 - درصورتي كه درملك موردحكم تصرف عدواني زراعت شده باشد اگرموقع برداشت محصول رسيده باشدمتصرف عدواني بايدمحصول راباتاديه اجرت المثل فورابرداردودرصورتي كه موقع برداشت محصول نرسيده باشد ، اعم ازاينكه بذرروئيده شده يانشده باشدمحكوم له مخيراست بين اينكه قيمت زراعت رانسبت به سهم صاحب بذرودسترنج بدهدوملك راتصرف كندياملك را به تصرف متصرف عدواني باقي بگذاردواجرت المثل بگيرد.
مبحث سوم - درخواست سازش
ماده 335 - هركس مي توانددرموردهرادعائي از دادگاه بخش كتباويا شفاهادرخواست نمايدكه طرف اورابراي سازش احضاركنداگرچه رسيدگي به آن دعوي ازصلاحيت دادگاه بخش خارج باشد.
اصحاب دعوي نيزمي تواندمتراضياازدادرس دادگاه بخش درخواست كنندكه بين آنهاسازش دهد.
ماده 336 - ترتيب احضاربراي سازش همانست كه براي احضارمدعي عليه مقرراست ولي دراحضاريه مدعي عليه مقرراست ولي دراحضاريه بايدقيدگردد كه طرف براي سازش به دادگاه دعوت مي شود.
ماده 337 - بعدازحضورطرفين دادگاه اظهارات آنهارااستماع نموده و تكليف سازش وسعي درانجام آنرامي نمايدودرصورت عدم موفقيت به سازش تحقيقات وعدم موفقيت خودرادرصورت مجلس نوشته به امضاءطرفين مي رساند وهرگاه يكي ازطرفين وياهردوطرف نخواهندامضاءكنندمراتب را دادگاه در صورتمجلس قيدمي كند.
ماده 338 - درموردماده قبل دادگاه نبايدطرفين رابي جهت معطل نمايدو همين كه مشاهده نمودكه حاضربه سازش نيستندبايدطرفين رابحال خودواگذار كرده واعلام نمايدكه مي توانند دعوي خودرابه دادگاهي كه صلاحيت حكم رادارد رجوع كند.
ماده 339 - هرگاه بعداز ابلاغ احضاريه طرف حاضرنشدياكتباپاسخ داد كه حاضربه سازش نيست دادگاه مراتب رادرصورت مجلس قيدكرده وبه خواستارسازش اعلام مي داردبه دادگاهي كه صلاحيت حكم راداردرجوع كند.
ماده 340 - هرگاه طرف بعداز ابلاغ احضاريه حاضرشدوبعدااستنكاف از حضورنموده دادگاه بخش مطابق ماده قبل رفتارمي نمايد.
ماده 341 - استنكاف طرف ازحضوردر دادگاه بخش ياعدم قبول سازش بعد ازحضوردرهرحالي ازاحوال مانع نمي شودكه طرفين به همان دادگاه يا دادگاه ديگركه صلاحيت اصلاح راداردبه طيب خاطررجوع نموده وخواستارسازش شوند.
مبحث چهارم - ترتيب اقامه دعوي واحضارمتداعيين
ماده 342 - اصول دادرسي در دادگاههاي بخش همانست كه براي رسيدگي مر حله نخستين مقرراست جزدرمواردي كه قانون طريقه خاصي براي دادگاههاي بخش مقررداشته است .
ماده 343 - دادخواستي كه به دادگاه بخش داده مي شودممكن است شفاهي باشددراين صورت مديردفترياتقريرنويس اظهارات مدعي رادرصورت مجلس نوشته ويابه امضاءاومي رساندواگرمدعي نتواندامضاءكنداثرانگشت اوزير صورت مجلس گذاشته شده وجهت آن قيدمي شود.
ماده 344 - مديردفتر جلسه رسيدگي رامعين وبطرفين اطلاع ميدهدوضمنا رونوشت دادخواست ياصورت مجلس وهمچنين رونوشت پيوستهاي دادخواست رابه مدعي عليه ابلاغ مي نمايد.
برگهاي دعوي ووقت رسيدگي ممكنست بوسيله نامه سفارشي دوقبضه ابلاغ شود.
ماده 345 - جلسه رسيدگي بايدبطوري معين شودكه فاصله بين ابلاغ دادخواست واحضارنامه وروز جلسه كمترازبيست وچهارساعت نباشد - مدت مسافت هم به موعدنامبرده اضافه مي شود - دادرس بخش به اقتضاءمورد مي توانددستوردهدكه وقت رسيدگي زودترازموعدمذكورفوق معين شود.
ماده 346 - نسبت به دعاوي كه خواسته آن دوهزارريال ياكمتراست طرفين دعوي مي توانندعين اسنادخودرابه دادگاه بدهند.
ماده 347 - اصحاب دعوي مي توانندشخصابراي دادرسي حاضرشونديابه يك نفرازوكلاياكارگشايان دادگستري يايكي ازبستگانشان وكالت دهند ، درهر صورت وكيل بايدمحكوم به جنحه وجنايت نباشد.
وكالت ممكن است در جلسه دادرسي به اظهارشفاهي موكل واقع شود ، دراين صورت اظهارموكل درصورت مجلس نوشته شده وبه امضاي اومي رسد.
مواد348 - 349 - ملغي شده .
ماده 350 - دادرس دادگاه بخش مي تواندهرگونه تحقيق ياتوضيحي كه براي روشن شدن قضيه لازم بداندازطرفين بخواهد.
ماده 351 - اصحاب دعوي مي تواننددرصورت موافقت مستقيمادر دادگاه بخش حاضرشده و دعوي خودراشفاهاطرح نماينددراين صورت دادرس دادگاه بخش مي تواندبدون هيچ تشريفاتي فورارسيدگي كرده حكم بدهدويا جلسه عادي براي رسيدگي معين نمايد.
ماده 352 - اگريكي ازاصحاب دعوي بخواهدگواههاي خودراكه در جلسه دادرسي حضوردارندمعرفي كند ، دادگاه مي تواندگواهي آنهارابدون هيچ تشريفاتي استماع نمايدودرمواردي كه حكم دادگاه قابل پژوهش است صورت مجلسي ازاظهارات گواههاتنظيم مي نمايد.
فصل دهم - رسيدگي به دلائل
مبحث اول - كليات
ماده 353 - دليل عبارت ازامري است كه اصحاب دعوي براي اثبات دعوي يادفاع از دعوي به آن استنادمي نمايند.
ماده 354 - دلائلي كه براي اثبات عقودياايقاعات ياتعهدات اقامه مي شودتابع قوانيني است كه درموقع انعقادآنهامجري بوده مگراينكه خلاف آن در قانون تصريح شده باشد.
تبصره - حكم اين ماده هيچگاه مجوزقبول گواهي درمواردي كه قانون مدني نهي كرده ، نخواهدبود.
ماده 355 - دلائلي كه براي اثبات وقايع خارجي ازقبيل ضمانت قهري و نسب وغيره اقامه مي شودتابع قانونيست كه درموقع طرح دعوي مجري مي باشد.
ماده 356 - اصل ، برائت است بنابراين اگركسي مدعي حق ياديني برديگري باشدبايدآن رااثبات كندوالامطابق اين اصل حكم به برائت مدعي عليه خواهد شد.
ماده 357 - درصورتي كه حق ياديني برعهده كسي ثابت شداصل بقاءآن است مگراينكه خلافش ثابت شود.
ماده 358 - هيچ دادگاهي نبايدبراي اصحاب دعوي تحصيل دليل كندبلكه فقط به دلائلي كه اصحاب دعوي تقديم يااظهاركرده اندرسيدگي مي كند.
تحقيقاتي كه دادگاه براي كشف امري درخلال دادرسي لازم بداندازمعاينه م حل وتحقيق ازگواههاومسجلين اسنادوملاحظه پرونده مربوط به دادرسي و امثال اينهاتحصيل دليل نيست .
ماده 359 - رسيدگي به دلائل درصورتي كه صحت آن بين طرفين مورداختلاف باشدبه درخواست يكي ازطرفين يابنظر دادگاه بعمل مي آيد.
ماده 360 - رسيدگي به دلائل در جلسه دادرسي بعمل مي آيدبه استثناي مواردي كه موافق قانون رسيدگي رامي توان به يكي ازكارمندان اصلي دادگاه يا كارمندعلي البدل محول كرد.
ماده 361 - تاريخ وم حل رسيدگي بطرفين اطلاع داده مي شودوطرفين مي توانندشخصاحاضرشوندياوكيل بفرستند.
ماده 362 - عدم حضوراصحاب دعوي پس ازاطلاع مانع ازاجراي تحقيقات ورسيدگي نمي شودمگرآنكه حضورآنان را دادگاه وياكسي كه ازطرف دادگاه ماموراست براي تشخيص وياتصديق موضوعي كه تحت رسيدگي لازم بداند.
ماده 363 - تحقيقات درصورت مجلس نوشته شده وبه امضاي اصحاب دعوي ياوكلاي آنان كه حضورداشته اندمي رسد.
ماده 364 - هرگاه موضوع تحقيقات درمقر دادگاه ديگري واقع است دادگاه مي تواند رونوشت قراررابه دادگاهي كه موضوع تحقيقات درمقرآن واقع است بفرستدبعدازوصول رونوشت قرار ، دادگاه مكلف است تحقيقات لازمه بعمل آورده صورت مجلس تحقيقات رابه دادگاهي كه مشغول رسيدگي به دعوي است بفرستد.
مبحث دوم - راجع به اقرار
ماده 365 - هرگاه كسي اقراربه امري نمايدكه دليل حقانيت طرف است خواستن دليل ديگري براي ثبوت آن لازم نيست .
ماده 366 - اقراراگردرحين مذاكره در دادگاه يادريكي ازلوايحي كه به دادگاه داده شده است بعمل آيداقراردر دادگاه والااقراردرخارج از دادگاه مي باشد.
ماده 367 - اقراركتبي است درصورتي كه دريكي ازاسناديالوايحي كه به دادگاه داده شده است اظهارشده باشدوشفاهي است درصورتي كه درحين مذاكره در دادگاه بعمل آيد.
دراقرارشفاهي طرفي كه مي خواهدازاقرارطرف ديگراستفاده نمايد بايداز دادگاه بخواهدكه اقراردرصورت مجلس قيدشود.
ماده 368 - اقراروكيل بنحوي كه قاطع دعوي باشددرصورتي معتبراست كه دروكالت نامه اوتصريح دراقرارشده باشد.
ماده 369 - ادعاي اقراروكيل درخارج از دادگاه قابل استماع نخواهدبود